پت شاپ پرشین پت
Follow Us
facebook twitter blog google

10 خبر اخر سایت

◄ پروژه یکسان سازی و تحول در سایت ها پرشین پت
◄ مراقبت های لازم در مورد توله های تازه تهیه شده
◄ جرب در سگ ها
◄ غذای سگ، راهنمای جامع و کامل
◄ مشکلات پوستی در سگ‌ها
◄ تغذیه هاسکی
◄ گندخواری در سگ‌ها
◄ آیا سگ‌ها خواب می بینن؟
◄ سگ پیتبول
◄ خوشگل ترین نژاد های سگ و گربه!
◄ محبوب‌ترین نژادهای سگ و گربه آپارتمانی
◄ وسایل لازم برای نگهداری از سگ ها
◄ چه وسایلی برای بچه گربه نیاز داریم؟
◄ عقیم سازی در سگ و گربه ماده
◄ چطور از سگ خانگی خود در آپارتمان نگهداری کنیم؟
◄ هاسکی ها را بهتر بشناسید
◄ قند خون در سگ ها
◄ امسال با حیوان خانگی چه کنیم
◄ وایتکس برای سگ ها
◄ آیا می‌دانستید که گربه ها نیز سکسکه می‌کنند؟
◄ گربه‌ها در هنگام خواب
◄ بیا با هم بریم سفر اقا سگه !
◄ صدمات استخوانی در حیوانات خانگی
◄ از شیر گرفتن توله­ ها
◄ گربه نژاد هیمالین
◄ گربه سیامی
◄ اسفینکس
◄ گربه نژاد بریتیش موکوتاه
◄ ورزش در گربه ها
◄ تغذیه سگ و گربه
بعدی 1 قبلی

نمایش متن مقالات

فروشگاه  پت شاپ

یازده سال اسارت سگ

ولین بار که با زنجیر بسته شدی، فکر نمی کردی دیگر رهایت نکنند… هروقت نزدیکت می شدند گمان می کردی آمده اند بازت کنند تا بِدوی… اما حالا یازده سال است که بیشتر از طول زنجیر راه نرفته ای… تنها چند قدم بیشتر نبوده… دویدن را فراموش کرده ای… عضلاتت شل و وارفته شده… در طول این سال ها صدای قدم هایت را بدون صدای زنجیر، نشنیده ای.

قلاده ی چرمی کهنه، با گذشت این سال ها به گردنت تنگ شده… درست نفس نمی کشی… گردنت زخم شده… هر وقت از جا می پری تا واق واق کنی، قلاده به گردنت می سابدُ زخم کهنه ی گردنت را تازه می کند… تو هم مثل همیشه درگرماگرم شروع تابستان، منتظر مگس های سمج می مانی، که دیر یا زود دورِ لکه های خون خشک شده ی گردنت جمع شوندُ نیشت بزنند.

یازده سال است که با زنجیر بسته شده ای… یازده سال است که نگهبان این باغی… چیزی از عمرت نمانده… نهایت یکی دو سال دیگر زنده ای… پیر و فرسوده شده ای… افسرده ای… رنگ طلائی پوستت، زردِ چرکی شده است که دیگر آن درخشش سابق را ندارد… چشمهایت نیمه باز است… کمرت درد می کند… روی شکم دراز کشیده ای… کلاغ ها را می بینی که روی بلندترین شاخه ها نشسته اند و مدام قارقار می کنند… هوا گرم شده است… گرما همیشه مگس ها را حریص تر می کند.

یازده سال است که با زنجیر بسته شده ای… باید با زنجیر بسته باشی… باید با دیدن غریبه ها، با شنیدن صدای های مشکوک دوردست، واق واق کنی… باید نخوابی… باید گوشهایت تیز، چشمهایت باز و صدایت عصبی وحشیانه باشد. در طول این سال ها فهمیده ای که خواسته اند اینطور باشی… همیشه دلهره داشته ای… کوچکترین صدا تو را از جا می پراند… هیچوقت در این مدت درست نخوابیده ای… حساس شده ای… صداها همیشه هستند، صداهای مشکوک دوردست… صداهایی که نمی دانی از کجا می آیند.

گرسنه ای… ازجا بلند می شوی… زبانت خشک شده… نمی خواهی به آسمان نگاه کنی… می دانی خورشید کجاست… هنوز تا خنکای غروب خیلی مانده… یک کاسه ی آب کنارت است… زبان می زنی… گرم است، اما مهم نیست… گلویت تَر می شود… وقتی آب می خوری، حس می کنی از یک دالان داغ پائین می رود… به تکه نانی که روبه رویت افتاده نگاه می کنی… چند روز قبل، وقتی ته مانده ی غذایشان را جلویت ریختند، بینشان بود.

بو می کنی… به دندان می گیری… می جوی… تیزُ برنده شده… آفتاب آن را خشک کرده است. نمی جوی… می اندازیش… بر می گردی… صدای زنجیر را از پشت سر می شنوی… نمی دانی چرا لنگ لنگ راه می روی… یادت نیست چه اتفاقی افتاده… دوباره روی شکم دراز می کشی.
درختی را می بینی که چطور با قد افراشته اش، سایه بان گربه ی خمار ولگردی ست که آرام به تنش کش می دهدُ چرت می زند… چشمهایت را می بندی.

نسیمی گذرا سر می رسد. بوی آشنایی به مشامت می خورد… بو می کشی… آه، دوباره همان بویِ عذاب آور هرساله است. چشمهایت را بهم می فشری، باز نمی کنی، برنمی خیزی، عو عو نمی کنی، با زنجیر نمی جنگی… فقط رویت را بر می گردانی… اما بویش، بویش همه ی وجودت را پر کرده است.

بوی ماده سگ ولگردی ست که از پشت دیوار باغ می گذرد… بویی که روزی ترا بی محبا به جدال زنجیر می کشاند حالا اما یادآور شهوت مرده ای ست که تنها برایت خاطره ای عذاب آورست.

به عوعوهای شهوانی او پاسخ نمی دهی… گوش نمی کنی… اما بس نمی کند… کلافه ات کرده… یاد ولع هرساله می افتی… دیوانه می شوی… برمی خیزی… از ته گلو فریاد می زنی که بس کند… واق واق های عصبیُ وحشیانه می کنی… کلاغ های هراسان، دسته جمعی پر می کشند… گربه ی ولگرد خمار وحشت زده می گریزد و به ناگاه… باغبان از خواب ظهر می پرد.

از دور با چماقی به دست، شتابان سر می رسد… گمان کرده گردو خورها از دیوار باغ داخل شده اند… به تو می رسد… می ایستد… به اطراف نگاه می کند… می پری به او… پایش را گاز می گیری… ولش نمی کنی… نمی فهمی چکار می کنی… می خواهی تکه پاره اش کنی… وحشت کرده است… محکم با چماقش به کمرت می زند… زوزه می کشی … ولش می کنی… به عقب می روی… دنبالت می آید… یک لگد به پهلویت می زند… پرت می شوی… زنجیر، گردنت را می کشد و قلاده انگار که بخواهد خفه ات کند، گلویت را فشار می دهد.

باغبان فحش ات می دهد… همان جا کز می کنی… ” پیرسگ ” … این را به تو می گوید و لنگ لنگان باز می گردد.
بی رمق، به گربه ی خمار نگاه می کنی که با شک به زیرسایه ی درخت افراشته باز می گردد… چشمهایت نیمه باز است… صدای کلاغ ها را می شنوی که قارقارشان بیشتر ازسابق شده است… همان جا که هستی دراز می کشی و افسرده به یاد آخرین باری می افتی که دویدی… یازده سال… درست یازده سال قبل بود.

شب با همه ی هراس های پنهانش، با همه ی صداهای مشکوک دور دستش، آرام آرام فرا می رسد… ناخواسته طبق عادت از جا بلند می شوی… شب ها خواب نداری… شب ها قلبت همیشه تندتر می زند… هنوز با گذشت این همه سال به شب و هراس های غریبش عادت نکرده ای… غمت می گیرد… شب شروع دلهره هاست… بی اختیار با هرصدایی که می شنوی، با آن گلوی خراش برداشته ات، واق واق می کنی… واق واق های عصبیُ وحشیانه… خلاف ظهرها که واق واق کردنت جز مواقع ضروری ممنوع است، شب ها به تنها وظیفه ی تو بدل می شود. زندگی تو در طول این سال ها ترکیبی از زنجیر و هراس های شبانه بوده است.

لنگ لنگُ با وسواس راه می روی… چشمانت باز باز است… مراقبی… گوشهایت با کوچک ترین صدا تیز می شود… باد برگ های ریخته شده روی زمین را پخش می کند… به سمت صدا بر می گردی.
یواش یواش با تاریک تر شدن آسمان، از لابه لای درخت ها چشمان براقِ شغال های زرد ظاهر می شود… شغال هایی که دیگر به واق واق های تو عادت کرده و دیگر هراسی ندارند.

گلویت می سوزد… زنجیر به انتها رسیده و تو بی تابانه مثل هر شب از این سو به آن سو جست می زنی… قلاده گلویت را فشار می دهد… قلبت تند می زند و شکمت درد می کند… توجهی نداری.
وقتی واق واق می کنیُ به جلو جست می زنی، زنجیر ترا به عقب می کشد… دست هایت ناخواسته به هوا بلند می شود و تو دستهایت را بدون آن که بفهمی به زمین می کوبی… یک لحظه آرام نمی شوی… یک لحظه بس نمی کنی… دندان نشان می دهی… می غری… واق واق های وحشیانه می کنی… می خواهی بِدَری.

تا صداهای مشکوکِ دوردست وجود دارد، آرام نمی گیری … با هرخش خشی از جا می پری… خورشید هنوز بالا نیامده اما آسمان تاریکی را پس زده است… می دانی که همه ی صداهای مشکوک، تنها تا قبل از طلوع خورشید ادامه دارند.
کلافه شده ای… خستگی امانت را بریده… دلت می خواهد بخوابی… بس می کنی… آرام می گیری… می نشینی… نفس نفس می زنی… زبانت را بیرون می آوری… روی شکم دراز می کشی… چشمانت سنگین شده است… آن ها را می بندی… باز می کنی… دوباره می بندی… صدای برگ ها را می شنوی که باد تکانشان می دهد… خوابت می آید… چشمهایت سنگین تر شده است… قلاده زخم گردنت را تحریک می کند و دنده ات به خاطر لگدی که باغبان زده وَرم کرده است. با این حال می خوابی… زود خوابت می برد… تا به حال اینقدر زود خوابت نبرده بود.

صدایی نیست… آرام خوابیده ای… به خواب می بینی که زنجیرت باز است و قلاده ای به گردنت نیست… اما تو همان جا ایستاده ای… همیشه می خواستی آزادت کنند اما حالا بی حرکت مانده ای… باغبان را می بینی که با چماقش ترا دور می کند اما تو جلویش، روی شکم دراز می کشی… او هم ترا روی زمین می کِشدُ قلاده ی چرمی کهنه را به گردنت می زند… قلاده زخم گردنت را تازه کرده و مگس های سمج دورِ خون تازه جمع می شوند… هیچ کاری نمی کنی… باغبان لنگ لنگان دور می شود… گربه ی ولگرد خمار از زیر سایه ی درختِ افراشته برمی خیزدُ به سمتت می آید… از کنارت می گذرد… تکه گوشتی که کنارت افتاده را به دندان می گیردُ می رود… کلاغی پرزنان روی سرت می نشیند… قارقار می کندُ به سرت نوک میزند… بعد شغالی نزدیک ظرف آبت می شود… کلاغ با دیدن شغال پرمی کشد… شغال چندبار زبانش را در آب فرو می کند و با پایش ظرف را برمی گرداند… و آرام آرام در لابه لای درخت ها گم می شود.

تو تنها تماشایشان می کنی… کاری نمی کنی… واق واق های عصبیُ وحشیانه نمی کنی… دندان نشان نمی دهی… نمی غری… نمی دری… دستهایت را روی زمین نمی کوبی… خسته ای… پیری… کمرت درد می کند… زانویت… شکمت… دنده ات.
نظرات کاربران
ثبت نظر
نام شما
ایمیل شما
نظر شما
ارسال به دوستان
نام شما
ایمیل شما
ایمیل گیرنده
توضیحات
کد امنیتی
کد CAPTCHA
کدی که در زیر نمایش داده شده است را وارد نمایید

151528335311282.png (72×72)15152833280752.png (72×72)151528332808193.png (200×200)151528335309921.png (200×200)151528332806911.png (200×200)


اخبار زیست محیطی

  • پروژه یکسان سازی و  تحول در سایت ها پرشین پت ◄ پروژه یکسان سازی و تحول در سایت ها پرشین پت
      بعد از 21 سال خدمت به شما عزیزان وقت ان رسیده که باز هم تغییرات بنیادی در سایت ها و دسترسی های شما به اطلاعات را ایجاد کنیم به زودی پروژه همسان سازی سایت ها و کل دیتا در پرشین پت کلید خواهد خود
  • مراقبت های لازم در مورد توله های تازه تهیه شده ◄ مراقبت های لازم در مورد توله های تازه تهیه شده
      توله سگ ها بی نهایت جذاب هستند ولی در عین حال به مراقبت و دقت بسیاری برای نگه داری نیاز دارند. انتقال توله ها از پیش مادر و برادر و خواهرها به یک محیط جدید فرآیندی بسیار استرس زا برای آنان خواهد بود بنابراین لازم هست شرایط زندگی مناسبی برای آنان در نظر گرفت. توله ها و حتی حیوانات بالغ نیازهای بسیار فراتر از خوردن و آشامیدن و قضای حاجت دارند!!! در این مقاله سعی می کنیم حداقل مراقبت های لازم در مورد توله های تازه تهیه شده را یادآوری کنیم.
  • جرب در سگ ها ◄ جرب در سگ ها
      دیمودکس نام یک جربی است که روی پوست اغلب پستانداران زندگی می کند ولی در حالت عادی بیماری زا نیست. این جرب روی بدن سگ های سالم زندگی میکند ولی فقط در صورتی که سگ ها دارای ضعف سیستم ایمنی باشند یا به علت یک بیماری یا مشکل دیگری ضعیف شده باشند در آن ها ایجاد بیماری میکند. این مشکل اغلب در ارتباط با توله ها بوجود می آید. مادرانی که آلوده به دیمودکس (Demodex) هستند و به نوزادان شیر می دهند به علت تماس زیاد توله ها با مادر وارد پوست توله ها شده و آنان را مبتلا می سازند.
  • غذای سگ، راهنمای جامع و کامل ◄ غذای سگ، راهنمای جامع و کامل
      برای من و شما که صاحب سگ هستیم حتما پیش اومده که سر این دوراهی قرار بگیریم که غذای سگ خانگی رو در منزل تهیه کنیم یا از پت شاپ بخریم؟ امروز میخوایم درباره خوبی ها و معایب غذاهای خانگی و غذای خشک سگ براتون بگیم؛ اینطوری میتونین راحت تر تصمیم گیری کنین که کدوم غذا سالم تر و اقتصادی تره و سگمون رو بیشتر خوشحال میکنه. پس با مقاله غذای سگ، راهنمای جامع و کامل همراه باشین…
  • مشکلات پوستی در سگ‌ها ◄ مشکلات پوستی در سگ‌ها
      مشکلات پوستی و پوششی سگ‌تون یکی از موارد جدیه و می تونه در سگ های مختلف در سنین و نژادها و انواع مختلفی اتفاق بیفته. با اینکه مشکلات پوستی در مقایسه با بیماری های دیگه خیلی جدی به نظر نمیرسه به ویژه وقتی که با بیماری هایی مثل مشکلات قلبی یا سرطان مقایسه میشه، با این حال، مشکلات پوستی برای سگ‌تون خیلی ناراحت کننده، تحریک کننده و دردناکه و همچنین ممکنه یک یا چند مشکل دیگه هم به وجود بیاره.
  • تغذیه هاسکی ◄ تغذیه هاسکی
      هاسکی های سیبریایی نسبت به سایزشون مقدار کمی غذا نیاز دارن. متابولیسم خیلی بالایی دارن، یعنی با یه ذره غذا، مسافت زیادی رو روی پا می مونن. اجدادشون برای سفر با مسافت زیاد و حمل بار سبک با خوردن کمترین مقدار غذا تربیت شده بودن.
  • گندخواری در سگ‌ها ◄ گندخواری در سگ‌ها
      علاقه سگ ها به خوردن و بلعیدن مواد غیرخوراکی را پیکا می نامیم. البته مدفوع خواری یا کوپروفاژیا که مفصل درباره اش به صورت جداگانه صحبت شد هم زیر مجموعه ای از اختلال پیکا به شمار می رود ولی به خاطر حساسیت خاص نسبت به آن گاهی به صورت جداگانه بررسی می شود. در ادامه مقاله امروز پتچی به بررسی موضوع پیکا (Pica) یا گندخواری در سگ‌ها خواهیم پرداخت.
  • آیا سگ‌ها خواب می بینن؟ ◄ آیا سگ‌ها خواب می بینن؟
      تاحالا به این موضوع فکر کردین که آیا سگ‌ها خواب می بینن؟ از نظر علمی ثابت نشده که سگ ها می تونن خواب ببینن یا نه، اما سخته تصور کنیم که نمی بینن! همه مون دیدیم که سگ هامون یه سری حالت ها تو خواب دارن که شبیه حالت های بیداری‌شونه. تکون دادن دست و پاهاشون، ناله کردن، خرخر کردن، دم تکون دادن، جویدن و تکون دادن دماغ‌شون باعث میشه به این فکر کنیم که دارن چه خوابی می بی
  • خوشگل ترین نژاد های سگ و گربه! ◄ خوشگل ترین نژاد های سگ و گربه!
      خیلی از ما سگ ها و گربه ها رو به خاطر زیباییشون دوست داریم. شاید براتون جالب باشه که خوشگل ترین نژاد های سگ و گربه رو بشناسیم و بدونیم بهترین نژاد ها توی جهان کدوماست؟ حالا در این مقاله می خوایم همین موضوع رو بفهمیم. با پتچی همراه باشید.
  • محبوب‌ترین نژادهای سگ و گربه آپارتمانی ◄ محبوب‌ترین نژادهای سگ و گربه آپارتمانی
      سگ و گربه ها حیواناتی هستن که خیلی از مردم به دلایل مختلف مثل تنها نموندن، حیوان دوستی، امنیت بیشتر و… دوست دارن از اون ها در خونه خودشون نگهداری کنن. امروزه در شهرهای بزرگ تعداد کسانی که در آپارتمان زندگی می‌کنن به‌مراتب بیشتر از تعداد کسانی هست که خانه حیاط‌دار و ویلایی دارن و به همین دلیل حیوانات‌ خانگی باید بتونن خودشون رو با آپارتمان‌نشینی مطابقت بدن.
  • وسایل لازم برای نگهداری از سگ ها ◄ وسایل لازم برای نگهداری از سگ ها
      اضافه شدن یک دوست جدید پشمالو، یک رویداد هیجان انگیز در زندگیه. ورود حیوان خانگی جدید، با مسئولیتی بزرگ روی دوش شما و مقدار زیادی وسایل همراه می شه. آماده سازی، کلیدی برای موفقیت است – تهیه برخی از وسایل و مواردی که می دانید احتیاج میشه نگهداری از کوچولوتون رو بسیار راحت تر میکنه! نگهداری از این حیوانات دوست داشتنی نیازمند فراهم آوردن وسایلی است که راحتی را هم برای شما و هم برای این حیوانات آسان تر میکنه در ادامه وسایل لازم برای نگهداری از سگ ها را به شما همراهان همیشگی معرفی می کنیم.
  • چه وسایلی برای بچه گربه نیاز داریم؟ ◄ چه وسایلی برای بچه گربه نیاز داریم؟
      برای آوردن بچه گربه به خونتون، باید خونتون رو برای حضور اون آماده کنین. گربه هایی که همه وسایل مورد نیازشون رو داشته باشن، شادترن و زندگی براشون زیبا تره، پس قبل از اینکه بچه گربه به خونتون بیاد، چک لیست نیازهای گربه رو بررسی کنید و آماده باشین.این وسایل باعث می شود تا برای نگهداری گربه خود راحت تر باشید.در ادامه برای شما توضیح خواهیم داد که چه وسایلی برای بچه گربه نیاز داریم؟ همراه ما باشید.
12345678910بعدیآخرین
(1 - 12) / 28898    |     صفحه 1 از 2409
RSS

GetPagedList: 0,440,,False,False,False,CreationDate,0,12
mofos