پت شاپ پرشین پت |سگ |گربه |
Follow Us
facebook twitter blog google
Kamand : سلام لطفا جواب بدین.من یه سگ گرفتم تریر.از یک ماهگی الان نزدیک به دوماهو نیم داره و من هنوز موفق به یاد دادن دسشویش نکردم .بهم راهنمایی های مختلفی کردن .یه مدت هر روز میبردم توحموم ولی بی فایده بود به محض بیرون اومدن ادرار میکرد.الان اتاق رو خالی کردم .و فقط یک قسمت جای خوابمونه یه قسمتروزنامه گذاشتم.از 10بار ادرار کردن 8بار رو روزنامه میکنه ولی بازم از اتاق بیرون میره رو فرش هم مدفوع هم ادرار میکنه با اینکه با سرکه جای قبلی رو میشورم بدون هیچ بو کشیدنی رو فرش خراب کاری میکنه اگ داشته باشه
Kamand : سلام لطفا جواب بدین.من یه سگ گرفتم تریر.از یک ماهگی الان نزدیک به دوماهو نیم داره و من هنوز موفق به یاد دادن دسشویش نکردم .بهم راهنمایی های مختلفی کردن .یه مدت هر روز میبردم توحموم ولی بی فایده بود به محض بیرون اومدن ادرار میکرد.الان اتاق رو خالی کردم .و فقط یک قسمت جای خوابمونه یه قسمتروزنامه گذاشتم.از 10بار ادرار کردن 8بار رو روزنامه میکنه ولی بازم از اتاق بیرون میره رو فرش هم مدفوع هم ادرار میکنه با اینکه با سرکه جای قبلی رو میشورم بدون هیچ بو کشیدنی رو فرش خراب کاری میکنه اگ داشته باشه
میلاد : خریدار جوجه تیغی هستم عکس را تلگرام کنید
09334050955
مليكا : سلام من يك هفته هستش كه يك سك شيتزو مثلا تربيت شده از مادرش گرفتم ولي بامشگل دستشويي روبرو شدم تو خونه ازاد هست وبرأي خودش ميگرده بؤ ميكنه ولي تا غافل ميشم يكم جيش ميكنه تا من ميبينم ودعواش ميكنم ميره روي روزنامه اي كه توحمام انداختم درش هم هميشه بأزه جيش ميكنه ومن هميشه دلشوره دارم زمانيكه بعد دعوا ميره روي سرجاش جيش كنه فورا تشويقي ميدم واصلا زمانش رو نميدونم كه چه موقع جيش داره و بعضي فرمانهاي أصلي روهم نميدونه اگه امكان داره ممنون ميشم كمكم كنين
mohammadreza : اگه به توله سگ مه خودشو تکان میدهد نزدیک باشیم چه مشکلی داره
رضا : سلام فلاور باکس دارم الان 2روز که بیحال شده .کلا گوشه آکواریوم میره و بر عکس میشه .یعنی شکم بالا کمر پایین
Alireza : سلام به نظر شما سبيرين هاسكي باهوشترو بهتره يا ژرمن شپرد منموندم كدومو بخرم
ایران : چوب خدا صدا نداره و شکارچیه خودش چنین بلایی رو تجربه میکنه...
قاسم : با سلام
من یک بلبل مدت 6 ماه بزرگ کردم و اهلی شد و الان در طبیعت انرا رها کردم به نظرتون میتونه توی طبیعت زندگی کنه یا نه خواهشا جواب بدین چون نگرانشم
قاسم : با سلام
من یک بلبل مدت 6 ماه بزرگ کردم و اهلی شد و الان در طبیعت انرا رها کردم به نظرتون میتونه توی طبیعت زندگی کنه یا نه خواهشا جواب بدین چون نگرانشم
عماد شیخ : با سلام
من دو عدد مرغ عشق داشتم که آنها تخم گذاشتند ولی در حین تخم گذاری هم تخم هایشان خراب شده و هم خودشان مردند لطفا راهنمایی کنید و من چکار کنم تا مرغ عشق هایم آواز بخوانند هر چی بکنم آنها آواز نمی خوانند آنها 3 عدد نر و 3عدد مادی هستند و بگویید کاری کنم که مرغ عشق هایم در حین تخم گذاری نمیرند
با تشکر
زهرا : سلام دوستان من یه عروس هلندی دارم خیلی نازه اسمشو گذاشتم چیکو فندقم خیلی قشنگه
ژوپیتر : خوب استخوون کبابی با اب پز فرق داره بخصوص مرغهای ماشینی که استخونهای نرمی دارن . من همیشه مرغ اب پز شده همراه استخون به سگم میدم البته خودم استخون و جدا میکنم تا مطمین بشم حسابی نرم شده و تیز نیس
ali : سلام به نظر من بزلذ تیتو چون اسم عروس هلندیم بوده خیلی جالبه
ربات تلگرام : جالب بود

نمایش متن مقالات

فروشگاه  پت شاپ

سخن گفتن آیت الله بهاالدینی با حیوانات

 حضرت آیت الله شیخ «خلیل مبشر کاشانی» در ادامه سلسله مباحث اخلاق و عرفان اسلامی هفتگی خود، ابعاد دیگری از فضائل و کرامات استاد بزرگوارشان، مرحوم آیت الله العظمی بهاءالدینی (قدس سره) که از عرفا و مراجع تقلید معاصر بود را تبیین کرده که با توجه به جذابیت موضوع برای جوانان وجویندگان سیر و سلوک معنوی عین فرمایش ایشان در ذیل اشاره می شود:

حضرت آیت الله مبشر کاشانی فرمود: حضرت آیت الله العظمی بهاءالدینی (رحمة الله علیه) زبان حیوانات را می فهمید. این فضیلت در مورد اهل بیت عصمت و طهارت (ع) روایت شده و بعضی اخبار مربوطه در کتاب بصائر الدرجات آمده که آنان نطق و سخن حیوانات را می شنیدند. همانطور که در قرآن کریم آمده که حضرت سلیمان (ع) گفتگوی مورچگان را می شنید و با هدهد و سایر حیوانات سخن می گفت. در بین عرفا نیز چنین حالاتی برای عارف پیش می آید که گاهی سخن حیوانات را می شنود.

حضرت آیت الله مبشر کاشانی در ادامه افزود: مرحوم آیت الله بهاءالدینی (قدس سره) روزی به یزد دعوت شدند، صاحب خانه که یکی از متدینین یزد بود برای احترام خواست گوسفندی را پیش پای آقا ذبح کند، وقتی گوسفند را آوردند، آقا فرمود: گوسفند گفت: به اینها بگو که امروز مرا نکشند، بگذارند روز تاسوعا مرا بکشند، آیت الله بهاءالدینی فرمود: من به اینها گفتم که حیوان را نکشید، بگذارید روز تاسوعا، ولی اینها به ظاهر گفتند چشم، اما گوسفند را بردند پشت دیوار کشتند خیال کردند ما پشت دیوار را نمی بینیم. مشابه همین داستان در چند شهر دیگر نیز اتفاق افتاده بود...



ماجرای تشرف آیت الله بهاءالدینی محضر امام رضا (ع)

روزی یکی از نزدیکان مرحوم حضرت آیت الله بهاءالدینی که مورد اطمینان است برایم نقل کرد که خدمت آقا بودم، صحبت از مسافرت و زیارت وجود مقدس امام رضا (ع) شد. گفتم چه خوب بود می رفتیم مشهد! آقا فرمود: برویم. گفتم: چه وقت؟ فرمود: الان.
عبا و عصای آقا را آوردم – مهیای سفر شدیم، ناگاه یادم آمد که هیچ پول ندارم – با خود گفتم، نکند آقا هم پول نداشته باشد. به خود گفتم بهتر است ماجرا را به آقا بگویم. عرض کردم آقا من هیچ پول ندارم، فرمود من هم ندارم، گفتم پس چه کار کنیم فرمود برویم. بدون پول حرکت کردیم از حسینیه آقا پیاده آمدیم تا سر خیابان، منتظر ماندیم ناگهان دیدیم از آخر خیابان چهارمردان جوانی با دوچرخه به سرعت می آید.
وقتی نزدیک آمد، ایستاد و کیسه ای پول به آقا داد و گفت: آقا این پول مال شماست، آقا بدون اینکه چیزی به او بگوید، خطاب به من فرمود: فلانی بگیر و برویم. این توکل به خدا که او در همه حال ناظر حالات و نیازهای مادی و معنوی بنده خود است و او رزاق همگان است، در همه انسانها یافت نمی شود و کمتر کسی است که تا این قدر متوکل علی الله باشد. ولی مردان خدا در همه امور زندگی خود، به مقام معیت با خدا رسیده اند و در امور مادی و زندگی خود هیچگونه دغدغه خاطر ندارند و همیشه خود را در محضر او می بینند و او را ناظر و رازق می بینند و به این معارف یقین دارند

نظرات کاربران
  • 33
    چرا دروغ میگی
  • 1
    اهمق دیوونه پس چرا حرف بد میزنی
  • 0
    پدر من وقتي در قم درس طلبگي ميخوندند(حدود سالهاي 55 و 56) و بعد از اون يعني حتي سالهاي جنگ، زياد به منزل آيت الله بهاءالديني رفت و آمد ميكردند.
    خدا رحمتشان كنه
    بعد كه ديگه به اصفهان اومده بوديم، پدرم با دستانشون گاهي از اصفهان حركت ميكردند و ميرفتند قم. هم براي زيارت حضرت معصومه(س) و هم ميرفتند منزل آقا.
    دوستانشون هم آدم هاي بزرگواري بودند. مثل شهيد جلال افشار، و ......
    گاهي چيزهائي از ايشون تعريف ميكنند كه آدم احساس ميكنه خيلي خيلي در زمينه اخلاق و معرفت از اين بزرگان عقب مونده
  • 0
    پدر من وقتي در قم درس طلبگي ميخوندند(حدود سالهاي 55 و 56) و بعد از اون يعني حتي سالهاي جنگ، زياد به منزل آيت الله بهاءالديني رفت و آمد ميكردند.
    خدا رحمتشان كنه
    بعد كه ديگه به اصفهان اومده بوديم، پدرم با دستانشون گاهي از اصفهان حركت ميكردند و ميرفتند قم. هم براي زيارت حضرت معصومه(س) و هم ميرفتند منزل آقا.
    دوستانشون هم آدم هاي بزرگواري بودند. مثل شهيد جلال افشار، و ......
    گاهي چيزهائي از ايشون تعريف ميكنند كه آدم احساس ميكنه خيلي خيلي در زمينه اخلاق و معرفت از اين بزرگان عقب مونده
  • 0
    پدر من وقتي در قم درس طلبگي ميخوندند(حدود سالهاي 55 و 56) و بعد از اون يعني حتي سالهاي جنگ، زياد به منزل آيت الله بهاءالديني رفت و آمد ميكردند.
    خدا رحمتشان كنه
    بعد كه ديگه به اصفهان اومده بوديم، پدرم با دستانشون گاهي از اصفهان حركت ميكردند و ميرفتند قم. هم براي زيارت حضرت معصومه(س) و هم ميرفتند منزل آقا.
    دوستانشون هم آدم هاي بزرگواري بودند. مثل شهيد جلال افشار، و ......
    گاهي چيزهائي از ايشون تعريف ميكنند كه آدم احساس ميكنه خيلي خيلي در زمينه اخلاق و معرفت از اين بزرگان عقب مونده
ثبت نظر
نام شما
ایمیل شما
نظر شما
ارسال به دوستان
نام شما
ایمیل شما
ایمیل گیرنده
توضیحات
کد امنیتی
کد CAPTCHA
کدی که در زیر نمایش داده شده است را وارد نمایید

 

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید  

mofos