پت شاپ پرشین پت
Follow Us
facebook twitter blog google

10 خبر اخر سایت

◄ پروژه یکسان سازی و تحول در سایت ها پرشین پت
◄ مراقبت های لازم در مورد توله های تازه تهیه شده
◄ جرب در سگ ها
◄ غذای سگ، راهنمای جامع و کامل
◄ مشکلات پوستی در سگ‌ها
◄ تغذیه هاسکی
◄ گندخواری در سگ‌ها
◄ آیا سگ‌ها خواب می بینن؟
◄ سگ پیتبول
◄ خوشگل ترین نژاد های سگ و گربه!
◄ محبوب‌ترین نژادهای سگ و گربه آپارتمانی
◄ وسایل لازم برای نگهداری از سگ ها
◄ چه وسایلی برای بچه گربه نیاز داریم؟
◄ عقیم سازی در سگ و گربه ماده
◄ چطور از سگ خانگی خود در آپارتمان نگهداری کنیم؟
◄ هاسکی ها را بهتر بشناسید
◄ قند خون در سگ ها
◄ امسال با حیوان خانگی چه کنیم
◄ وایتکس برای سگ ها
◄ آیا می‌دانستید که گربه ها نیز سکسکه می‌کنند؟
◄ گربه‌ها در هنگام خواب
◄ بیا با هم بریم سفر اقا سگه !
◄ صدمات استخوانی در حیوانات خانگی
◄ از شیر گرفتن توله­ ها
◄ گربه نژاد هیمالین
◄ گربه سیامی
◄ اسفینکس
◄ گربه نژاد بریتیش موکوتاه
◄ ورزش در گربه ها
◄ تغذیه سگ و گربه
بعدی 1 قبلی

نمایش متن مقالات

فروشگاه  پت شاپ

گزارشی از بزک کردگان خيابان و هوس بازان ارابه سوار

ساعت ۲ بعدازظهر پنج شنبه ۱۹اسفند سال۸۹ طرح ارتقاي امنيت اخلاقي در محدوده اي از چهارراه آزادشهر تا اول امامت مشهد آغاز شد، قرار بود راس همين ساعت من هم آنجا باشم ولي با خودم گفتم کي اين موقع روز بيرون مي آيد به همين دليل نيم ساعت ديرتر رفتم، ساعت ۳ سر چهارراه آزادشهر مشهد بودم، سوار خودروي گشت نامحسوس پليس امنيت اخلاقي شدم، هنوز تازه راه افتاده بوديم که اطلاع دادند خودروي ون پر شده است، توقف کرديم، ون رسيد، در را که باز کردم داخلش پر از زن و دختر بود، چهره هاي بزک کرده، آرايش هاي غليظ، مانتوهاي جلف و کوتاه، خانم هايي با موهاي پريشان، هر چند اين ها موقع دستگيري وضعيت بدتري داشتند و هنگامي که به داخل ون انتقال داده شده بودند، از فرصت استفاده مي کردند و خودشان را مرتب مي کردند، رفتم که چند تا عکس بگيرم، گريه مي کردند، التماس مي کردند، بعضي ها دست هاي شان را مي گذاشتند روي صورت شان تا چهره شان شناخته نشود، برخي ديگر روسري هاي شان را مرتب مي کردند و چند تايي هم شروع به پاک کردن آرايش چهره شان مي کردند، مي گفتند چرا عکس مي گيريد، آخر ما چه کار کرديم، ما آبرو داريم، يکي دو نفر با گريه و داد و بيداد رو به من کردند و گفتند: آخه جناب سروان تو را به خدا ما بي حجابيم به روسري هاي مرتب کرده شان اشاره مي کردند و مي گفتند کجا ما بدحجابيم، بگذاريد برويم. يک دختر خانم مي گفت: اگر پدرم بفهمد مرا مي کشد، آن يکي مي گفت: آخه من به شوهرم چي بگم؟ هزار فکر بد ممکنه بکنه، يک دختر ديگر که انگار مرتب کردن روسري اش هم برايش مهم نبود، دستش را روي صورتش گرفته بود و همانند ابر بهار گريه مي کرد، يکي دو نفر هم داشتند با تلفن هاي شان به خانواده ها ماجرا را اطلاع مي دادند.

http://files.tabnak.com/pics/201104/201104060817204958.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201104/201104060817203755.jpg
 


انگار داخل خودروي پليس مجلس عزا بود
از بين اين ها چند تايي بودند که وضع ظاهرشان بدتر از همه بود، مانتوهاي چسبان موهاي رنگ شده و پريشان و يقه هاي باز و چهره هايي با هفت قلم آرايش، وقتي از آن ها مي پرسي که چرا با اين وضعيت بيرون آمديد؛ پاسخ مي دهند: آمديم خريد، لباس عيد بخريم. وقتي پرسيدم الان که همه مغازه ها بسته اند، پاسخ مي شنوم که گفتيم تا مغازه ها باز شوند يک دوري بزنيم بعد خريد کنيم! عکس ها را که گرفتم و حرف هايم که تمام شد قرار است آن ها را به مقر پليس امنيت اخلاقي انتقال دهند، وقتي از اين موضوع مطلع مي شوند، صداهاي جورواجور به گوش مي رسد، آقا به خدا غلط کرديم، کاش پاهاي مان مي شکست و با اين وضع بيرون نمي آمديم، يکي شان رو به دوستش مي کند و مي گويد: همه اش تقصير تو بود، من گفتم امروز حال و حوصله خريد و بيرون رفتن ندارم ولي تو پيله کردي، خلاصه التماس هاادامه دارد، به خدا، به جون مامانم قول مي دهم ديگر تکرار نکنم و دوباره که بيرون آمدم حتي چادر هم بپوشم. آقا ولمون کنيد ديگر، وقتي قرار است در خودرو بسته شود، همگي شروع به جيغ و داد و گريه مي کنند، انگار داخل ماشين عزاست!


خيلي آقايي جناب سرگرد

سوار خودروي گشت نامحسوس پليس مي شويم، چهارراه آزادشهر را دور مي زنيم، به سمت ابتداي بولوار امامت پسر جواني داخل يک ماشين ۲۰۶ است و دختري تنها که يک روسري آبي به سر دارد از پياده رو مي رود، خودرو را به منتهي اليه سمت راست خيابان هدايت مي کند، بوق مي زند، دخترک توجهي نمي کند و به راه خود ادامه مي دهد، دوباره پسر جوان به راه مي افتد، همراه دختر او هم آرام آرام اتومبيل را هدايت مي کند، ما هم پشت سرش حرکت مي کنيم. گمان مي کند ما هم مثل او آمده ايم...! اصلا هوش و حواسش به ما نيست، يکي از ماموران ازکارهاي او فيلم و عکس مي گيرد، من هم چند تا عکس مي گيرم، او همچنان انگار دارد حرف هايي به دختر خانم مي زند، خودروي ما مي رود کنارش، تا ببينيم چه مي گويد: آها.... بيا ديگه، بيا بشين و هيچ پاسخي نمي شنود.

دختر خانم به اول بلوار امامت رسيده و گويا مي خواهد براي سوارشدن به تاکسي اول ايستگاه آزادشهر برود. سريع خودروي پلاک شخصي پليس جلويش مي پيچد، پسرک جوان، ناراحت از اين اقدام، با دست اشاره مي کند شيشه را پايين مي کشد و مي گويد: چته؟ برو مال تو! و مامور از او مي خواهد که يک دقيقه بيايد پايين با هم صحبت کنيم؟ پسرک مي گويد: برو بابا، حال داري و قصد دارد حرکت کند که پليس پياده مي شود و خودش را معرفي مي کند. رنگ از رخسار پسرک پريده! آقا چي شده؟ پليس مي گويد: چرا مزاحم اين دختر خانم شدي؟ پاسخ مي شنود کدام دختر؟ من اصلا مزاحمش نشدم، اشتباه مي کنيد! پليس رو به او مي کند و مي گويد فيلم حرکاتت را داريم، مي خواهي نشانت بدهم و جوان زبانش بند مي آيد مي گويد: ما فقط يکي دو بار ترمز زديم و به او گفتم دختر خانم بريم! پليس رو به او مي کند: اگر همين دختر خانم خواهر خودت بود و کسي اين طوري مزاحمش مي شد چکار مي کردي؟ پليس مدارکش را از او مي گيرد و رسيد مدارک را تحويل اش مي دهد، شنبه بيا پليس امنيت اخلاقي، پاسخ مي دهد: آخه چرا؟ من هزار تا کار دارم، نمي شود همين جا هر طور شما صلاح بدانيد حلش کنيم! پليس براي چه بيايم و پاسخ مي شنود: بيا آن جا يک تعهد بده، مدارکت را بگير و برو، و جوان بي اطلاع وقتي اين حرف را مي شنود، مي گويد: خيلي ممنون جناب سرگرد، خيلي آقايي، خيلي مردي و به راه مي افتد.


پيرمرد مگان سوار و ترمزهاي پي در پي
ساعت حدود چهار بعدازظهر است، ۲دختر با پوششي نامناسب در پياده رو با هم صحبت مي کنند و قهقهه مي زنند، يک خودروي ۲۰۶ که دو سرنشين جوان دارد در تعقيب اين دو است، همانند صحنه قبل بوق، ايما و اشاره و صداهايي نظير قربون و صدقه رفتن، ما پشت سرش در حال حرکتيم و دوربين مشغول فيلم برداري است. ۳۰ثانيه بعد، يک خودروي مگان نيز به جمع مان اضافه شد، مردي پنجاه و دو، سه ساله که او هم به سمت دخترها نگاه مي کرد و اشاره ولي رويش نمي شد که حرفي بزند، آن گاه يک پرايد هاچ بک ديگر هم از راه رسيد او هم در حال امتحان شانس خود بود و لحظه اي بعد، يک پرايد نقره اي، بوق هاي ناهماهنگ آن ها گوش را آزار مي داد، فقط خودروي مگان تک سرنشين بود، بقيه دو نفري بودند! دختر ها در مقابل بوق زدن ها و اظهار محبت کردن ها مي خنديدند و درخواست رانندگان را که مي گفتند بياييد بالا رد مي کردند، اما نه با ناراحتي، بلکه با لبخند، تبسم حتي قهقهه و همين موضوع عطش پيله کردن مزاحمان،حتي آن مرد ميانسال مگان سوار را بيشتر کرده بود. جلوتر مي رويم دو دختر همچنان به راه خود ادامه مي دهند، پشت سر مگان رسيديم و مقابل دخترها، يکي با اشاره به خودروي ما رو به دوستش مي کند و مي گويد: اووه، نگاه اين يکي هم اضافه شد، دستي براي ما تکان مي دهد و حالا يکي دو ماشين ديگر هم اضافه شده اند، پليس امنيت اخلاقي شماره خودروها را يادداشت و وارد قبض مي کند، بعضي از رهگذران هاج و واج به رانندگان سمج نگاه مي کردند، براي برخي ديگر نيز انگار اين صحنه ها عادي بود، يک بنده خدايي داخل پياده رو مي گفت: دو دختر و اين همه ماشين! حالا ديگه هفت هشت خودرو بودند و در تعقيب دو دختر، خيابان بند آمده بود، راننده ها به نشانه اعتراض بوق مي زدند اما کي توجه مي کرد! پليس که ديد اوضاع قمر در عقرب است و خيابان مسدود شده، در موقعيتي که خودروهاي مزاحم راه فراري نداشتند، جلوي تک تک آن ها را گرفت و خواست از خودروهاي شان پياده شوند، ۳تا از ماموران نيز پياده شدند، اصلا باور نمي کردند اين طوري غافلگير شوند، جواني ۲۰ساله که زنجيري به گردن داشت و يقه اش تا نصف شکمش باز بود با ديدن پليس شروع به بستن دکمه هاي پيراهنش کرد، وقتي مدرک از او خواسته شد؟ پاسخ داد به چه جرمي؟ پليس گفت: به اتهام مزاحمت براي ناموس مردم، پسر جوان: کدام مزاحمت، ما داشتيم پشت سر آن سه چهار خودرو حرکت مي کرديم ببينيم آن ها بالاخره با اين دخترها چه کار مي کنند. پليس گفت: پس تو چرا بوق مي زدي؟ دوستت چرا اشاره مي کرد؟ آها دوستم مي گفت: برويد ديگه اين همه ماشين معطل شما هستند ما اصلا کاري به آن ها نداشتيم. مامور گفت: ولي فيلم و مشاهدات ما چيز ديگري را مي گويد: شنبه بياييد پليس امنيت اخلاقي به آدرسي که در زير رسيد مدارک قيد شده، به راه افتاديم خودروي مگان هنوز متوجه حضور پليس نشد، هر زن و دختري را که در پياده رو مي ديد، برايش ترمز مي زد و سري تکان مي داد که يعني بيا، پليس گفت: به نظر مي رسد اين بنده خدا نوه هم داشته باشد. رويش نمي شود حرفه اي نيست، جلوي همه ترمز مي کند، پشت سرش حرکت کرديم تا او را متوقف کنند اما به اول امامت که رسيد پيچيد سمت بلوار وکيل آباد، تعقيبش نکردند، ولي مجبور است يک روزي براي تسويه حساب تشريف بياورد پليس امنيت اخلاقي؟ چرا ؟ چرايش را بعدا ذکر مي کنيم.


فرار راننده پرايد
دور زديم دوباره آن سمت بلوار امامت و کنار پارک ملت، طرح در همين هفتصد،هشتصد متر بود. دو جوان ۱۷،۱۸ساله نگاه هاي شان به دو دختري است که با مقنعه و مانتو و پوششي مناسب از پياده رو به سمت چهارراه آزادشهر در حرکتند. پليس گفت: نگاه کن اين دو دختر در حال خودشان هستند و اصلا به دور و برشان نگاه نمي کنند ولي ماشين پرايد الان است که پيله شان شود، ثانيه هايي بعد نمايش اين ها شروع شد پا به پاي دخترها با خودرو حرکت مي کردند، مقابل شان توقف و بعد، خانم... مي شه در خدمتتون باشيم، تنها نريد گرگ مي خوره شما رو، بشينين برسونمتون، اي بابا گوشاتون هم که سنگينه و جوابي نمي شنوند و باز به راه خود ادامه مي دهند، در همين لحظه يک پژو۲۰۶ صندوقدار هم از راه رسيد، رقابت آغاز شد، پژو مي خواست روي پرايد را کم کند دوربين پليس کار مي کرد، ما هم گاهي پشت سرشان، گاهي بين اين دو خودرو و گاهي جلوتر از آن ها حرکت مي کرديم. گمان مي کردند ما هم از همان قماشيم، کمي جلوتر افتاديم جلوي هر دو ماشين و توقف کرديم، دو تايي گير کرده بودند، بوق مي زدند که برويم جلوتر تا آن ها رد شوند و دخترها دور نشوند، پليس پياده شد، گفت: بيا پايين، راننده پرايد که پسري ۱۸ساله و عينکي و لاغر اندام بود، گفت: چيه، چي مي خواي، مامور گفت: پليس ام بيا پايين، پسرک گفت: پليس؟! بعله پليس اين هم کارت شناسايي حالا باورت شد، دو نفري از خودرو پياده مي شوند، پليس از سرنشين ديگر پرايد علت مزاحمت را مي پرسد؟ پاسخ مي شنود، همين جوري، آمديم يک دوري بزنيم، پليس مدارک خودرو را خواست و از راننده گواهينامه، در حالي که مامور مشغول صحبت با سرنشين ديگر پرايد بود، آن پسر جوان تر که هنوز تازه موهاي سبيل اش نمايان شده بود، پا به فرار گذاشت، پليس گفت: اين دوستت چرا فرار کرد، حالش خوب است؟ پاسخ داد او خارجی است. حالا بگو ببينم از کجا معلوم شما پليس هستيد، کارت شناسايي؟ حکم ماموريت به او نشان داده شد، يکي دو دقيقه دو سه بار آن را خواند، زير حکم با چنين مضموني قيد شده بود که اين حکم به منزله ورود به منزل نيست، پسرک وقتي چنين عبارتي را خواند، گفت: خب ما که الان داخل منزل نيستيم! همه خنده مان گرفت، پاسخ شنيد درست تشخيص دادي، الان داخل خيابانيم.


ما از خودمان ناموس داريم !
وقتي مدارک خودرو و گواهينامه راننده را از او خواستند، گفت: ماشين مال من است و دوستم پشت فرمان بود، او گواهينامه ندارد، مدارک خودرو هم همراهش نيست،مامور سوئيچ ماشين را از او مي گيرد، تا مدارک را نشان بدهند، پسرک سريع به کسي زنگ مي زند و مي گويد: مدارک را بياوريد، ماشين خراب شده ما را يک بنده خدايي گرفته، ماشين هم روشن نمي شود. دقايقي بعد مدارک خودرو را که گويا داخل داشبورد بود و نمي خواست به پليس تحويل بدهد را مي آورد. حالا از او سوال مي شود چرا مزاحم ناموس مردم مي شدي؟ اشتباه کرديم، شما ببخشيد، ما از خودمون ناموس داريم. دوست داشتي کسي همين طوري داخل خيابان مزاحم خواهرت بشود؟ نه اصلا غلط مي کرد مزاحم بشه! ماشين مال کيه؟ ماشين بابام، دزدکي برداشتيم، آمديم دور بزنيم.پليس از او، حرکاتش، مزاحمت هايش و درخواست هايش از دختران جوان سوال مي کند؟ پاسخ مي دهد: من شرمنده ام، حرفي ندارم. تمنا مي کنم موضوع را به گوش پدرم نرسانيد که او ماشين را آتش مي زند! پدرت چه کاره است؟ بازنشسته فرهنگي، او خيلي سخت گير است. پليس مدارک خودرو را از او مي گيرد و اندکي نصيحت اش مي کند. او هم در ظاهر قبول مي کند و صدها بار قربان و صدقه مامور پليس مي شود. قرار است شنبه بيايد پليس امنيت اخلاقي تعهد بدهد. خوشحال و خندان مي گويد: خيلي آقايي جناب، لطف کردين، ان شاءا... جبران کنيم، بنده خدا خيال کرده به همين راحتي و با يک تعهد موضوع خاتمه يافته! از دوستش که فرار کرده بود بگوييم، آن طرف خيابان گويا رفيقش را پيدا کرده و خودروي گشت نامحسوس پليس را ديده بود، آمد کنار ماشين پليس، سوال شد: چرا فرار کردي؟ ترسيده بودم. آخه ماشين را يواشکي برداشته بوديم، حالا شما آقايي کنيد مدارک ماشين را بدهيد، پليس از او مي خواهد شنبه به پليس امنيت اخلاقي مراجعه کند، با شنيدن اين حرف به التماس مي افتد آقا ما سيديم، به سيدي ما رحم کنيد او يک بار ديگر هم به پليس مراجعه کرد و التماس، اما وقتي جوابي نشنيد رفت.


آزرا در تعقيب دختر معتاد

دوباره دور مي زنيم آن طرف خيابان نزديک امامت ۱۸ دو دختر که يکي شال قرمز و ديگري شال سرمه اي داشتند با ظاهري زننده در پياده رو حرکت مي کردند، پرايد جگري رنگ با ۲سرنشين در کمين شان بود. با ايما و اشاره از آنان مي خواست که سوار شوند، گفتند: نه.

رسيدند سر امامت ۱۸ يکي از سرنشينان پرايد از دخترها خواست داخل کوچه بيايند، ماشين پيچيد داخل کوچه ولي دخترها رفتند کنار در شاگرد، دستي تکان دادند و گفتند: نه نه، خداحافظ.

پرايد همين طور در تعقيب دو دختر بود، يک خودروي روآ کهنه که قيمتش را همان جا ۴نفري ۴ميليون تخمين زديم در حالي که صداي ضبط اش بلند بود و جواني بيست و سه چهار ساله با موهاي فشن و عينک دودي سوار آن بود به تعقيب دخترها پرداخت ما هم پشت سرشان حرکت کرديم و فيلم مي گرفتيم. لحظه اي بعد جلو افتاديم و راننده روآ ترمز کوچکي مقابل مان زد و با اشاره به دخترها الفاظ زشتي به کار برد و پا را روي گاز فشار داد و رفت به مامور پليس گفت: اين حالا حالا ميهمان اين خيابان است، همان طور هم بود، جلوتر دختري گيتار به دست در حال حرکت بود، قيافه اش داد مي زد که معتاد است ولي يک خودروي آزرا نيز در تعقيب او بود شماره همه اين خودروها برداشته شد. آن طرف خيابان همان جوان روآ سوار را ديديم، پليس باهاش شروع به کل کل کرد و گفت: عجب سيستمي داري، چند خريدي؟ گفت ۲ ميليون تومان، مي شه بيام ببينم مي خوام من هم براي ماشينم بخرم، پاسخ داد مگه سيستم ديدنيه هرچه پليس سعي کرد نگه نداشت، ماموران مي دانستند او از اين حرفه اي هاست که زود فرار مي کند، گفتند خودش مجبور است چند روز ديگر بيايد پليس امنيت اخلاقي.


خودروي بدپاقدم
کمي جلوتر يک روآ صفر کيلومتر که هنوز پلاک هايش نصب نشده بود با جواني که صداي بلند خواننده لس آنجلسي زن از داخل اتومبيل اش به گوش مي رسيد، مزاحم يک دختر خانم شده بود، دخترک اصلا توجهي به او نمي کرد، ولي وقتي ديد خيلي پيله است، گفت: آقا تو رو خدا مزاحم نشو، ولي اين پسر جوان دست بردار نبود تا اين که کمي جلوتر پليس او را متوقف کرد: چرا صداي ضبط ات اين قدر بلند است؟ نه خيراشتباه مي کنيد، اين بلند نيست چرا مزاحم دخترها شدي، من مزاحم نشدم، شغلت چيه؟ لوازم خانگي دارم، ماشين را امروز تحويل گرفتم، مجردم، ببخشيد، اشتباه کردم، اصلا پاقدم اين ماشين نحس است، فردا مي فروشمش، تازه آمده بودم باهاش دوري بزنم، خيلي خب مدارکت را بده و شنبه تشريف بيار اداره پليس. پاسخ داد کجا تشريف بياورم! گفته شد پليس امنيت اخلاقي.


من عاشق پليس بازي ام
ساعت حدود ۶ عصر بود راننده يک دستگاه پژوي ۲۰۶ صندوقدار به چند دختر پيله کرده بود مدام عقب و جلو مي رفت تا دختران را سوار کند، پليس پس از فيلم برداري به او نزديک شد، گفت بيا پايين، پاسخ داد چرا بيام، جواب شنيد که پليسم چرا مزاحم دختران مردم شدي؟ حرفي نزد، پليس مي خواست سوئيچ خودرو را بردارد اما او دست را روي دنده برد تا راه بيفتد که مامور پليس به هر طريق که شده نگذاشت دنده عوض شود، حتي اگر ماشين به راه مي افتاد اوحتما پليس را زير مي گرفت خيلي کله شق بود، وقتي از خودرو پياده شد و سوال گرديد چرا مي خواستي جان مامور را به خطر بيندازي و فرار کني؟ پاسخ داد من داشتم شوخي مي کردم، من عاشق پليس بازي ام، پليس از او خواست سوار ماشينش شود تا به اتفاق ماموري ديگر به مرکز پليس هدايت شود اما او امتناع مي کرد به ناچار فرمانده عمليات دستور انتقال خودرو را با جرثقيل داد، در اين لحظه پسرک جوان که بعدا معلوم شد نامزد هم دارد به دست و پا افتاد که من نوکرتم، من چاکرتم، من مي ميرم برات، پليس هم گفت: برو اين زبان بازي ها را جاي ديگر بريز.

نظرات کاربران
ثبت نظر
نام شما
ایمیل شما
نظر شما
ارسال به دوستان
نام شما
ایمیل شما
ایمیل گیرنده
توضیحات
کد امنیتی
کد CAPTCHA
کدی که در زیر نمایش داده شده است را وارد نمایید

151528335311282.png (72×72)15152833280752.png (72×72)151528332808193.png (200×200)151528335309921.png (200×200)151528332806911.png (200×200)


اخبار زیست محیطی

  • پروژه یکسان سازی و  تحول در سایت ها پرشین پت ◄ پروژه یکسان سازی و تحول در سایت ها پرشین پت
      بعد از 21 سال خدمت به شما عزیزان وقت ان رسیده که باز هم تغییرات بنیادی در سایت ها و دسترسی های شما به اطلاعات را ایجاد کنیم به زودی پروژه همسان سازی سایت ها و کل دیتا در پرشین پت کلید خواهد خود
  • مراقبت های لازم در مورد توله های تازه تهیه شده ◄ مراقبت های لازم در مورد توله های تازه تهیه شده
      توله سگ ها بی نهایت جذاب هستند ولی در عین حال به مراقبت و دقت بسیاری برای نگه داری نیاز دارند. انتقال توله ها از پیش مادر و برادر و خواهرها به یک محیط جدید فرآیندی بسیار استرس زا برای آنان خواهد بود بنابراین لازم هست شرایط زندگی مناسبی برای آنان در نظر گرفت. توله ها و حتی حیوانات بالغ نیازهای بسیار فراتر از خوردن و آشامیدن و قضای حاجت دارند!!! در این مقاله سعی می کنیم حداقل مراقبت های لازم در مورد توله های تازه تهیه شده را یادآوری کنیم.
  • جرب در سگ ها ◄ جرب در سگ ها
      دیمودکس نام یک جربی است که روی پوست اغلب پستانداران زندگی می کند ولی در حالت عادی بیماری زا نیست. این جرب روی بدن سگ های سالم زندگی میکند ولی فقط در صورتی که سگ ها دارای ضعف سیستم ایمنی باشند یا به علت یک بیماری یا مشکل دیگری ضعیف شده باشند در آن ها ایجاد بیماری میکند. این مشکل اغلب در ارتباط با توله ها بوجود می آید. مادرانی که آلوده به دیمودکس (Demodex) هستند و به نوزادان شیر می دهند به علت تماس زیاد توله ها با مادر وارد پوست توله ها شده و آنان را مبتلا می سازند.
  • غذای سگ، راهنمای جامع و کامل ◄ غذای سگ، راهنمای جامع و کامل
      برای من و شما که صاحب سگ هستیم حتما پیش اومده که سر این دوراهی قرار بگیریم که غذای سگ خانگی رو در منزل تهیه کنیم یا از پت شاپ بخریم؟ امروز میخوایم درباره خوبی ها و معایب غذاهای خانگی و غذای خشک سگ براتون بگیم؛ اینطوری میتونین راحت تر تصمیم گیری کنین که کدوم غذا سالم تر و اقتصادی تره و سگمون رو بیشتر خوشحال میکنه. پس با مقاله غذای سگ، راهنمای جامع و کامل همراه باشین…
  • مشکلات پوستی در سگ‌ها ◄ مشکلات پوستی در سگ‌ها
      مشکلات پوستی و پوششی سگ‌تون یکی از موارد جدیه و می تونه در سگ های مختلف در سنین و نژادها و انواع مختلفی اتفاق بیفته. با اینکه مشکلات پوستی در مقایسه با بیماری های دیگه خیلی جدی به نظر نمیرسه به ویژه وقتی که با بیماری هایی مثل مشکلات قلبی یا سرطان مقایسه میشه، با این حال، مشکلات پوستی برای سگ‌تون خیلی ناراحت کننده، تحریک کننده و دردناکه و همچنین ممکنه یک یا چند مشکل دیگه هم به وجود بیاره.
  • تغذیه هاسکی ◄ تغذیه هاسکی
      هاسکی های سیبریایی نسبت به سایزشون مقدار کمی غذا نیاز دارن. متابولیسم خیلی بالایی دارن، یعنی با یه ذره غذا، مسافت زیادی رو روی پا می مونن. اجدادشون برای سفر با مسافت زیاد و حمل بار سبک با خوردن کمترین مقدار غذا تربیت شده بودن.
  • گندخواری در سگ‌ها ◄ گندخواری در سگ‌ها
      علاقه سگ ها به خوردن و بلعیدن مواد غیرخوراکی را پیکا می نامیم. البته مدفوع خواری یا کوپروفاژیا که مفصل درباره اش به صورت جداگانه صحبت شد هم زیر مجموعه ای از اختلال پیکا به شمار می رود ولی به خاطر حساسیت خاص نسبت به آن گاهی به صورت جداگانه بررسی می شود. در ادامه مقاله امروز پتچی به بررسی موضوع پیکا (Pica) یا گندخواری در سگ‌ها خواهیم پرداخت.
  • آیا سگ‌ها خواب می بینن؟ ◄ آیا سگ‌ها خواب می بینن؟
      تاحالا به این موضوع فکر کردین که آیا سگ‌ها خواب می بینن؟ از نظر علمی ثابت نشده که سگ ها می تونن خواب ببینن یا نه، اما سخته تصور کنیم که نمی بینن! همه مون دیدیم که سگ هامون یه سری حالت ها تو خواب دارن که شبیه حالت های بیداری‌شونه. تکون دادن دست و پاهاشون، ناله کردن، خرخر کردن، دم تکون دادن، جویدن و تکون دادن دماغ‌شون باعث میشه به این فکر کنیم که دارن چه خوابی می بی
  • خوشگل ترین نژاد های سگ و گربه! ◄ خوشگل ترین نژاد های سگ و گربه!
      خیلی از ما سگ ها و گربه ها رو به خاطر زیباییشون دوست داریم. شاید براتون جالب باشه که خوشگل ترین نژاد های سگ و گربه رو بشناسیم و بدونیم بهترین نژاد ها توی جهان کدوماست؟ حالا در این مقاله می خوایم همین موضوع رو بفهمیم. با پتچی همراه باشید.
  • محبوب‌ترین نژادهای سگ و گربه آپارتمانی ◄ محبوب‌ترین نژادهای سگ و گربه آپارتمانی
      سگ و گربه ها حیواناتی هستن که خیلی از مردم به دلایل مختلف مثل تنها نموندن، حیوان دوستی، امنیت بیشتر و… دوست دارن از اون ها در خونه خودشون نگهداری کنن. امروزه در شهرهای بزرگ تعداد کسانی که در آپارتمان زندگی می‌کنن به‌مراتب بیشتر از تعداد کسانی هست که خانه حیاط‌دار و ویلایی دارن و به همین دلیل حیوانات‌ خانگی باید بتونن خودشون رو با آپارتمان‌نشینی مطابقت بدن.
  • وسایل لازم برای نگهداری از سگ ها ◄ وسایل لازم برای نگهداری از سگ ها
      اضافه شدن یک دوست جدید پشمالو، یک رویداد هیجان انگیز در زندگیه. ورود حیوان خانگی جدید، با مسئولیتی بزرگ روی دوش شما و مقدار زیادی وسایل همراه می شه. آماده سازی، کلیدی برای موفقیت است – تهیه برخی از وسایل و مواردی که می دانید احتیاج میشه نگهداری از کوچولوتون رو بسیار راحت تر میکنه! نگهداری از این حیوانات دوست داشتنی نیازمند فراهم آوردن وسایلی است که راحتی را هم برای شما و هم برای این حیوانات آسان تر میکنه در ادامه وسایل لازم برای نگهداری از سگ ها را به شما همراهان همیشگی معرفی می کنیم.
  • چه وسایلی برای بچه گربه نیاز داریم؟ ◄ چه وسایلی برای بچه گربه نیاز داریم؟
      برای آوردن بچه گربه به خونتون، باید خونتون رو برای حضور اون آماده کنین. گربه هایی که همه وسایل مورد نیازشون رو داشته باشن، شادترن و زندگی براشون زیبا تره، پس قبل از اینکه بچه گربه به خونتون بیاد، چک لیست نیازهای گربه رو بررسی کنید و آماده باشین.این وسایل باعث می شود تا برای نگهداری گربه خود راحت تر باشید.در ادامه برای شما توضیح خواهیم داد که چه وسایلی برای بچه گربه نیاز داریم؟ همراه ما باشید.
12345678910بعدیآخرین
(1 - 12) / 28898    |     صفحه 1 از 2409
RSS

GetPagedList: 0,440,,False,False,False,CreationDate,0,12
mofos