پت شاپ پرشین پت |سگ |گربه |
Follow Us
facebook twitter blog google
ALONE : Slm
Biogerafie kameli bod mamnon
asenad : خیلی مسخرس این موضوع کاملا تصادفی بوده اینا جوگیر شدن یه چیزی از توش دروردن
غزل : سلام،ی گربه ماده همیشه میومد تو حیاطمون من براش غذا میگذاشتم ولی هیچوقت دستی نبود، ولی گربه خودمو ک ی بچه گربه نر هست رو میزد، امروز اومدم خونه پنجه گربم ورم کرده بود نمیدونم زنبور نیش زده یا اون گربه زدتش، عصبانی شدم، خواستم اون گربه رو دورش کنم کیشش کردم هی رفت بالا پشت بوم دوباره اومد گربمو زد، منتظربود غذا بش بدم برداره بره،صبح بش غذا داده بودم، ی سنگ کوچیک سه سانتی برداشتم فقط بزنم رو دیوار تا بره، ولی خورد توسرش، باورش نمیشد من بزنمش خیلی دردش گرفت ،یهو صدای تالاپ اومد نمیدونم سرش شکست،ضربه مغزی شد افتاد....رفتم بالا پشت بوم دنبالش ولی نبودش،غذا گذاشتم براش، از ناراحتی دارم میمیرم، تو روخدا دعا کنید چیزیش نشده باشه، اخه این چ کاری بود کردم،کاش مثل همیشه ی غذا مینداختم میرفت، الهی بمیرم، دعا کنید برگرده من فقط ببینم ک سالمه
غزل : سلام،ی گربه ماده همیشه میومد تو حیاطمون من براش غذا میگذاشتم ولی هیچوقت دستی نبود، ولی گربه خودمو ک ی بچه گربه نر هست رو میزد، امروز اومدم خونه پنجه گربم ورم کرده بود نمیدونم زنبور نیش زده یا اون گربه زدتش، عصبانی شدم، خواستم اون گربه رو دورش کنم کیشش کردم هی رفت بالا پشت بوم دوباره اومد گربمو زد، منتظربود غذا بش بدم برداره بره،صبح بش غذا داده بودم، ی سنگ کوچیک سه سانتی برداشتم فقط بزنم رو دیوار تا بره، ولی خورد توسرش، باورش نمیشد من بزنمش خیلی دردش گرفت ،یهو صدای تالاپ اومد نمیدونم سرش شکست،ضربه مغزی شد افتاد....رفتم بالا پشت بوم دنبالش ولی نبودش،غذا گذاشتم براش، از ناراحتی دارم میمیرم، تو روخدا دعا کنید چیزیش نشده باشه، اخه این چ کاری بود کردم،کاش مثل همیشه ی غذا مینداختم میرفت، الهی بمیرم، دعا کنید برگرده من فقط ببینم ک سالمه
شیمامحمدعلیخانی : مرسی از راهنمایی هاتون .فقط من ی مشکلی دارم.سگم نژاد تریر هستش.وقتی گربه میبینه اصلا نمیتونم کنترلش کنم.چیکار باید کرد ؟لطفا راهنماییم کنیم
سعید03 : سلام.من یک دوبرمن ماده 18ماهه دارم.آماده جفت گیریه.اگه کسی دوبرمن نر داره وتمایل داره بیاد همکاری کنیم.درمورد توله هاشم به توافق برسیم.(مشهد هستم)
Meri : سلام من یه دخترم که از اونموقعی که یادم میاد علاقه شدیدی به حیوانات مخصوصا گربه داشتم هر راهی که توی سایت ها یا از دوستانم بوده انجام دادم که خانوادم راضی بشن که من یه گربه بگیرم ولی دلیل های بیخودی میارنو همش چون وقتی من بچه بودم از سه تا جوجه نتونستم مواظبت کنم اون قضیه رو میزنن تو سرم میگم نه نمیشه لطفاااااااا کمکم کنیدمن همه راه هارو رفتم حتی خانوادم دیگه برام جوجه هم نمیخرن
سید امیررضا : سلام.
من که یه جفت مرغ عشق دارم، الان مادش رو 8 تا تخم خوابیده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! سری پیش 5 تا گذاشت و هنوز بچه هاش از لانه بیرون نیومده بودن دوباره تخم گذاشت! :/
آرش : سلامم من یه بلبل خرما دارم که هر دو پاش قرمز شده و متورم وپوسته پوست.نمیدونم چیکارش کنم توروخدا کسی میدونه بزنگه بم09359013207
امیرعلی : سلام.منم یه عروس گرفتم دوماه سرنگی بزرگش کردم میگن نره یه اسم باحال میخوام میشه راهنمایی کنید.ممنون میشم
mymind : یه نگاه به این سایت بندازید لطفا

چیزای خوبی نوشته :


http://mymind12.mihanblog.com/post/12
mymind : یه نگاه به این سایت بندازید لطفا

چیزای خوبی نوشته :


http://mymind12.mihanblog.com/post/12
شاهین : سلام لطفا راهنمایی کنید ی بلبل خرما دارم ک پر گردنش کم شده و سرشو ک تکون میده پوست گردنش مشخص میشه کسی میدونه مشکلش چیه؟؟؟؟
ss : چرا اخه این زبون بسته ها رو سر میبرین گناه دارن از خدا بترسید
hamoon roshan : سلام من یه جوجه بلبل تقریبا به بلوغ رسیده دارم اما الان ۲روز نمیتونه یکی از پاهاشو بزاره روی زمین یا با پنجش جاییو بگیره میشه راهنمایم کنید چه اتفاقی میتونه افتاده باشه براش یا که دچار بیماری خاصی شده؟!

نمایش متن مقالات

فروشگاه  پت شاپ

قبیله ‌ای که عشوه گرترین دختران مجرد را دارد!!

دختران قبیلهء موبو در شهر وودابه از منطقهء ساحل کشور نیجر وقتی تصمیم به ازدواج بگیرند زیباترین لباسها و زیورآلات خود را می‌پوشند و برجذابیت خود می‌افزایند.
آنها سپس در مراسم مختلف و به بهانه های مختلف به میان پسرعموها و دیگر پسران اقوامشان می‌روند و خنده کنان با آنها گفتگو می‌کند . از آن به بعد پسر عموها و دیگر پسران قبیله می‌دانند که این دختر قصد ازدواج دارد و همه با هم برای به دست آوردن دل وی با یکدیگر به رقابت می‌پردازند. در قبایل منطقهء ساحل نیجر تقدیم کردن هدیه‌های مختلف و قربان صدقه رفتن های شگفت انگیز جزو شیوه‌های رایج برای جلب توجه دختران است.


دختران مجرد و عشوه گر سواحیلی در کنیا وقتی قصد ازدواج دارند، نگاهشان را تبدیل به هنر نگاه کردن می‌کنند! در این عکس می‌بینید که «خدیجه » با نگاهش حرفی را به پسر مورد علاقه اش می‌زند که به دلیل فرهنگ قبیله‌ایشان جرات بیانش با زبانش را ندارد.

در منطقهء شمال پورتریای کشور آفریقای جنوبی “زانه لا” دختری از قبیلهء “نده بل” عبای ازدواجش را به دور خود پیچانده است. او این عبا را برای همیشه حفظ خواهد کرد و در همهء مراسمی‌که در تمام عمرش در آنها شرکت می‌کند، بر دوشش خواهد افکند. مراسم ازدواج در قبیلهء نده بل سه مرحله دارد و ممکن است بین هر مرحله اش سالها فاصله باشد. آخرین مرحلهء مراسم ازدواج دختران نده بلی پس از تولد اولین فرزندشان برگزار میشود.

دختری از قبیلهء رشیده در کشور اریتره لباس عروسی اش را بر تن نموده و چهره اش را پشت نقابی که “برقعه” نامیده میشود پنهان کرده است. دختران جوان تا پیش از ازدواجشان باید چهرهء خود را با برقعه بپوشانند.
قبیلهء رشیده در واقع مهاجرانی هستند که سالهای سال پیش از کشور عربستان کنونی به اریتره کوچ کردند و شغل اصلی و سنتی شان پرورش شتر است. مردمان قبیلهء رشیده نه به غریبه ها زن می‌دهند و نه از غریبه ها زن می‌گیرند.
قبیلهء رشیده سالی یک هفته را به عنوان هفتهء عروسی اختصاص می‌دهند. در این هفته همهء ازدواجهای قبیله انجام می‌شود.
در طول هفتهء ازدواج، مراسم مسابقات شتردوانی برگزار میشود و از مهمانها با گوشت بز و فرنی گندم و چایی شیرین پذیرایی می‌کنند.


لاویشلی، دخترکی جوان از اهالی قبیلهء ماسایی کنیا در لباس عروسی اش. این قطره های اشکی که بر گونه های لاویشلی می‌چکند نشانه های لحظهء خداحافظی او با خانواده اش هستند. این عروس جوان پس از پایان مراسم ازدواجش باید سرزمین مادری اش در کنار تپه های “لویتا” در جنوب کشور کنیا را ترک کند و همراه با همسرش به شهری دیگر برود.
اشکهای این دختر ماسایی حقیقتی را بیان می‌کنند که در کنیا وجود دارد. خانوادهء لاویشلی او را به ازدواج با مردی درآورده اند که از خودش بسیار مسن تر است. لاویشلی شناخت چندانی هم از شوهرش ندارد.

امروزه در کشورهای آفریقایی هم مراسم سنتی ازدواج در حال محو شدن هستند و جای آنها را مراسمی‌امروزی و پیشرفته گرفته اند. اما با اینحال هنوز هم در بسیاری از قبایل و کشورهای این قاره از شکوه ازدواجهای سنتی شان چیزی کم نشده است. عکس بالا عروسی از کشور جیبوتی است. این عروس خانم در واقع دختر سلطان منطقهء ” عفر ” است.
حتی در خانواده های متوسط آن منطقه نیز مراسم عروسی فرزندانشان تا چند شبانه روز به طول می‌انجامد، چه رسد به عروسی باشکوه دختر سلطان عفر.

در میان کوههای بلند اطلس واقع در شمال کشور مراکش، جایی که قبایل بربر زندگی می‌کنند، دخترکی دوازده ساله مانند “هدا ” هم می‌تواند چشم خواستگاران را بگیرد. اگر پدر و مادر این دخترک دوازده ساله ر روستای ” ایمیلشه ” با ازدواج فرزندشان موافقت کنند، دوران نامزدی دخترشان با همسر آینده اش شروع میشود و خانوادهء داماد می‌توانند بعد از رسیدن هدا به سن قانونی ازدواج ( که در مراکش شانزده سال است ) او را به خانهء بخت ببرند.
البته قبایل بربر گاهی اعتنایی به این قانون ندارند و دخترشان را زیر این سن نیز شوهر می‌دهند.
نظرات کاربران
ثبت نظر
نام شما
ایمیل شما
نظر شما
ارسال به دوستان
نام شما
ایمیل شما
ایمیل گیرنده
توضیحات
کد امنیتی
کد CAPTCHA
کدی که در زیر نمایش داده شده است را وارد نمایید

 

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید  

پاکان