پت شاپ پرشین پت
Follow Us
facebook twitter blog google

خبر های روز حیوانات خانگی

  • شبح گربه های آبی ◄ شبح گربه های آبی
      بسته بندی شیر خلاق از روسیه دارای شبح گربه های آبی است که روی کارتن های شیر چاپ شده و می توانند در موقعیت های مختلف چیده شوند. بسته بندی شیر گربه توسط نمایندگی مارک Depot برای محصولات لبنی میلگراد از کارخانه لبنی بریانسک طراحی شده است. گربه آبی در بسته بندی شیر و محصولات لبنی مختلف حرکت می کند.
  • بسته بندی شیر چشم نواز ◄ بسته بندی شیر چشم نواز
      بسته بندی شیر چشم نواز با قطرات مایع از طعم و مزه الهام گرفته از شیر طراحی شده است که بلافاصله در قفسه های مواد غذایی برجسته می شود. مفهوم خلاقانه بطری شیر اسپلش طراحی شده توسط دیمیتری پاتسوکویچ.
  • انگشترهای چشم نوازی که شبیه حیوانات ◄ انگشترهای چشم نوازی که شبیه حیوانات
      انگشترهای چشم نوازی که شبیه حیوانات طراحی شده اند انگشت شما را به آرامی در آغوش می گیرند. حلقه های حیوانات واقع بینانه توسط طراح با استعداد ژاپنی Jiro Miura ایجاد شده است.
  • چهره های دوست داشتنی حیوانات ◄ چهره های دوست داشتنی حیوانات
      کیف های چشم نواز که توسط بن طراحی شده اند شبیه چهره های دوست داشتنی حیوانات ناز هستند. عکس های واقع گرایانه از گربه ها ، سگ ها ، راکون ها و حیوانات دیگر در دو طرف کیسه ها چاپ شده است. کیف های خلاقانه حیوانات با گوش های سه بعدی
  • ماسک واقع گرایانه سر ◄ ماسک واقع گرایانه سر
      ماسک واقع گرایانه سر گربه از ژاپن شما را به یک حیوان زیبا تبدیل می کند. ماسک سر گربه ای غول پیکر ساخته شده از پشم که توسط هوستو ساتو ساخته شده است ، در موزه هنر توکیو ارائه می شود.
  • کیف های دستی چشم نواز ◄ کیف های دستی چشم نواز
      کیف های دستی چشم نوازی که توسط هنرمند ژاپنی Pico طراحی شده اند شبیه گربه های واقعی هستند. کیف های گربه واقع گرایانه لوازم جانبی مد مناسب برای مهمانی های هالووین هستند.
  • دمپایی سگ دست ساز ◄ دمپایی سگ دست ساز
      دمپایی راحت و مخملی که شبیه کلون های واقعی سگ شما طراحی شده است. دمپایی سگ دست ساز CuddleClones. ماکت مخمل خواب دار حیوان خانگی شما!
  •  سگ ربات ◄ سگ ربات
      حیوان خانگی نوآورانه منبع باز طراحی شده است که شبیه سگ ربات واقع بینانه به اندازه نخل است. پتوی بیتل: سگ ربات قابل برنامه ریزی زیبا که می تواند مانند یک حیوان واقعی حرکت کند ، راه برود و تعادل خود را حفظ کند. سگ حیوان خانگی ربات در یک قاب پازل مانند قرار می گیرد که باید مونتاژ شود.
  • عنکبوت سرامیکی ◄ عنکبوت سرامیکی
      عنکبوت سرامیکی در داخل لیوان هنگام نوشیدن قهوه ظاهر می شود. لیوان قهوه عنکبوتی مخفی برای ترساندن و لذت بردن از قهوه نوش ها طراحی شده است. عنکبوت چسبیده به پایین به آرامی هنگام نوشیدن چای یا قهوه آشکار می شود.
  • میز چوبی طراحی شده برای افراد و گربه های آنها ◄ میز چوبی طراحی شده برای افراد و گربه های آنها
      میز چوبی طراحی شده برای افراد و گربه های آنها دارای قفسه و سوراخ گرد در وسط است. میز سوراخ گربه ای ساخته شده توسط شرکت ژاپنی Dinos در هنگام صرف صبحانه انسان و گربه را گرد هم می آورد. اگر گربه ندارید ، می توانید سوراخ را با یک دایره چوبی بپوشانید
  • لوسترهای هشت پا ◄ لوسترهای هشت پا
      لوسترهای خمیده طراحی شده اند که شبیه موجودات دریایی هشت پا زیبا هستند. لوسترهای هشت پا ساخته شده توسط Adam Wallacavage دارای شاخک هایی هستند که با خم شدن لوله های فولادی و مجسمه سازی آنها با خاک اپوکسی ایجاد شده اند. لوسترها سبک هستند و در صورت آسیب دیدگی به راحتی تعمیر می شوند.
  • سویا سس با شکل گربه ◄ سویا سس با شکل گربه
      صفحات ابتکاری هنگامی که با سس سویا پر می شوند ، تصاویری از گربه های دوست داشتنی را نشان می دهند. بشقاب سس سویا گربه ژاپنی که برای رستوران های سوشی طراحی شده است. در Wafuu-Honpo موجود است. [عکس های میکاتاکوماکی]
  • سفینه ای برای خواب پیشی ◄ سفینه ای برای خواب پیشی
      تخت گربه مدرن طراحی شده برای نصب بر روی دیوار شبیه سفینه فضایی بیگانه است. تخت گربه MYZOO سفینه فضایی با سوراخ های هوا و پنجره اکریلیک شفاف.
  • تخت بلبلی برای گربه ها ◄ تخت بلبلی برای گربه ها
      تخت بلبلی راحت برای گربه شما طراحی شده است که در زیر صندلی معمولی یا زیر میز نصب شود. تختخواب گربه نوآورانه فضای بلااستفاده در خانه شما را به یک تخت نرم برای حیوان خانگی مورد علاقه شما تبدیل می کند. در رنگهای مختلف موجود است. گاوصندوق ماشین لباسشویی
  • شازده گربه ای ◄ شازده گربه ای
      مجموعه ای از نقاشی های دیجیتالی توسط هنرمند با استعداد الدار زاکیروف دارای گربه هایی است که شبیه اعضای خانواده سلطنتی هستند. آثار هنری شگفت انگیز و خلاقانه از نقاشی های کلاسیک رنگ روغن الهام گرفته شده است.
  • خانه ای برای گربه من ◄ خانه ای برای گربه من
      خانه های درختی زیبا و خلاقانه که مخصوص گربه ها و بچه گربه ها طراحی شده است. خانه های درختی حیوانات واقع بینانه ترین تجربه در فضای باز را در داخل خانه ارائه می دهند. این خانه های طبیعی طبیعی فوق العاده که در اطراف درختان واقعی ساخته شده اند ، به اتاق نشیمن هر صاحب حیوان خانگی کمک شایانی خواهد کرد.
  • سیستم پیشرفته برای گربه ها ◄ سیستم پیشرفته برای گربه ها
      دفتر خانه منحصر به فرد در سانفرانسیسکو دارای سیستم تونل یکپارچه است که به گربه ها اجازه می دهد آزادانه و به راحتی در اتاق حرکت کنند. فضای خلاقانه و "لوله گربه" توسط چون ما می توانیم طراحی شده است. تونل مجهز به نقاط دسترسی پنهان و سکوهای مشاهده است.
  • خانه ای مدرن برای گربه ها ◄ خانه ای مدرن برای گربه ها
      مبلمان زیبا برای گربه های پیچیده که در خانه ها و آپارتمان های مدرن زندگی می کنند طراحی شده است. درخت گربه چوبی ساخته شده توسط طراح ژاپنی Yoh Komiyama به عنوان یک فضای خصوصی برای گربه ها و شی داخلی تزئینی منحصر به فرد برای خانه عمل می کند.
  • درخت گربه های قبل تو سو تفاهم بود ◄ درخت گربه های قبل تو سو تفاهم بود
      درخت جنگلی غول پیکر واقع در داخل خانه ساخته شده و دارای تخت هایی است که برای گربه ها در شاخه های درخت طراحی شده است. درختان گربه عجیب و غریب برای خانه ها و آپارتمان ها ساخته شده توسط روبرت روگالسکی از ساختار چوبی ، فوم ، کاغذ و خاک رس. نصب دائمی. هزینه: 4000 دلار + مواد. زمان ساخت: 4 هفته
  • لباسی کاملا طبیعی ◄ لباسی کاملا طبیعی
      لباس های خوراکی ساخته شده از میوه های مرتب ، سبزیجات خام و غذاهای واقعی. مجموعه عکس های غذاهای پوشیدنی توسط هنرمند با استعداد کره جنوبی Yeonju Sung.
  • سرم با طعم خرسی ◄ سرم با طعم خرسی
      کیسه حیوانات عروسکی خرس عروسکی کیسه ای IV را می پوشاند و برای بیماران جوان در بیمارستان راحتی ایجاد می کند. Medi Teddy-Teddy Bear IV Bag طراحی شده توسط دختر 12 ساله الا کازانو.
  • صبحانه با گربه ◄ صبحانه با گربه
      میز چوبی که برای افراد و گربه های آنها طراحی شده است دارای قفسه یکپارچه و سوراخ گرد در وسط است. میز سوراخ Cat ساخته شده توسط شرکت ژاپنی Dinos در هنگام صرف صبحانه انسان و گربه را گرد هم می آورد. اگر گربه ندارید ، می توانید سوراخ را با یک دایره چوبی بپوشانید.
  • هم صندلی هم کتابخانه ◄ هم صندلی هم کتابخانه
      صندلی راحت صندلی عمیق که برای مطالعه طراحی شده است دارای قاب صرفه جویی در فضا است که از قفسه های چوبی کتاب ساخته شده است. صندلی کتابخانه طراحی شده توسط الکساندر لاو می تواند با 300 کتاب پر شود.
  • چنگالی باز یافتی و کارا ◄ چنگالی باز یافتی و کارا
      ترکیب قاشق و چنگال درخشان برای خوردن سوپ رشته فرنگی Ramen طراحی شده است. چنگال قاشق Ramen زباله های ایجاد شده توسط چوب چوب های یکبار مصرف را از بین می برد. به پیچاندن سوپ نودل و ملاقه به راحتی کمک می کند. طراحی شده توسط ماسامی تاکاهاشی.
  • مفهومی ترین بسته نوشیدنی ◄ مفهومی ترین بسته نوشیدنی
      نوشیدنی آب میوه گازدار پیچیده شده در لایه بیرونی خلاقانه که ظاهر و احساس پوست کندن یک پرتقال واقعی را شبیه سازی می کند. مفهوم بسته بندی بطری "Orangina Spiral Peel" طراحی شده توسط Yuko Takagi. وقتی برچسب را جدا می کنید ، پیام های مخفی مختلف به صورت مارپیچ ظاهر می شوند.
  • چشم از نمای نزدیک ◄ چشم از نمای نزدیک
      مجموعه عکس های باورنکردنی سورن مانولیان نمای نزدیک از چشم انسان را با جزئیات بسیار دقیق نشان می دهد. ما هر روز صدها چشم می بینیم اما حتی فکر نمی کنیم که آنها دارای ساختار زیبایی مانند سطوح سیارات ناشناخته باشند. "
  • تصویر برداری از مار ◄ تصویر برداری از مار
      عکس های خیره کننده توسط Guido Mocafico گونه های مختلف مار را نشان می دهد. در میان 2900 مار شناخته شده ، تعداد کمی از آنها برای انسان خطرناک است ، چه رسد به مرگبار ، اما تعصبات عمیق است. هنرمند از شما می خواهد که این خانواده از حیوانات را از طریق این تصاویر رنگارنگ کشف کنید. [کتاب سرونس]
  • حیوانات از نزدیک ◄ حیوانات از نزدیک
      مجموعه عکسهای باورنکردنی ایگور سیوانوویچ ، عکاس با استعداد ، نمای نزدیک حشرات و دیگر حیوانات کوچک را از نمای نزدیک نشان می دهد. عکاسی ماکرو به ما اجازه می دهد تا از نزدیک با این موجودات زیبا با ظاهر بیگانه آشنا شویم. [کتاب ایگور در آمازون]
12345678910بعدیآخرین
(1 - 28) / 29103    |     صفحه 1 از 1040
RSS

GetPagedList: 0,440,,False,False,False,CreationDate,0,28

معرفي نژاد گربه


اخبار ومقالات - گالری

 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
12بعدیآخرین
(1 - 10) / 17    |     صفحه 1 از 2

نمایش متن مقالات

فروشگاه  پت شاپ

علم بهتر است یا تجربه؟

علم بهتر است یا تجربه؟

علم بهتر است یا تجربه؟

 

 

 

 

یکی از مشکلات ما دامپزشکان دل درد های گاه و بی گاهی ست که اسبها دچارش میشوند! از درد به خود می پیچند و چنانچه ادراری کنند یا مدفوعی، دلدردشان پایان می یابد اما دریغ! یکی از شایع ترین علل مرگ و میر اسب ها همین دل درد های ناشناخته شان است.

 

زمستان سال 78 بود و کورس سوارکاری کیش .بغیر ازجمعه ها که روز کورس است، مربیان،هر روز اسب ها را در پیست تمرین می دادند. هر روز مربیان از ترکمن و ترک گرفته تا کرد و لر، اسب ها را به میدان تمرین می آوردند وچهارنعل رفتنشان را می دیدند و تمهیداتی می چیدند برای کورس بعد.

 

آنهایی که علاقه مند به سوارکاری و کورس هستند می دانند که چه حال و هوایی دارد این واقعه. صبح مسابقه، چابکسوارانی هستند که پا برهنه به هر سو می دوند برای وزن کشی و اسبانی که از منخرینشان بخار بیرون می آید و سم بر زمین می کوبند تا برای رفتن به میدان، خود را آماده کنند. یکی با شیهه ای ، دیگری با جفتک انداختنی و... آمادگی خود را برای شروع مسابقه نشان می دهند.

 

در این میان صدای گوینده کورس ها هم  باعث ایجاد هیجان مضاعف در اسبها و آدمهای حاضر در میدان میشد.یادش بخیر آقای ابتهاج، گوینده کورس را می گویم. با آن هیکل درشت و صدای خش دار مردانه که ته لهجه ترکمنی داشت و " ووو حالااااا.. "ای که در شروع هر کورس می گفت و هنوز هم می گوید ،معروف بود.یادم می آید، یک بار که با عجله به سمت دپار(1) می دویدم تا اسب زخمی ای را معاینه کنم، از پشت بلند گو مرا " پدر اسبهای عرب " نامید و باعث خنده حضار شد.آنموقع 25 سال بیشتر نداشتم.

 

بگذریم، برای کمک به من و برای مهار کردن اسبها هنگام معاینات ، یک پیرمرد را از میان ترکمن های حاضر در آنجا به من معرفی کردند. نامش را نمی دانستم، ولی همه "خوجه" صدایش می کردند.پیرمردی کوتاه و لاغر و نحیف با چشمان ترکمنی و عرق چینی بر سر. نمی دانم چرا مرا به یاد پیرمرد خنضر پنضریی "بوف کور" هدایت می انداخت .اول که آمد پیشم فکر کردم دارد با من شوخی می کند که می خواهد دستیار من باشد.به مسئول مسابقات زنگ زدم و گفتم :این بنده خدا رو که برام فرستادین، دماغش رو که بگیری جونش در میره، چه جوری میخواد اسب های به این گردن کلفتی رو برام مهار کنه؟". خنده ای کرد و گفت : فردا باهام تماس بگیر." البته با او تماسی نگرفتم ، چون بعد از یکی دو ساعت اول که  کارم را با خوجه شروع  کردم فهمیدم که چقدر در اشتباه بوده ام.پیرمرد، چنان با مهارت و چابکی اسب ها را مهار می کرد که اززور و بازوی 2 مرد قوی هیکل هم بر نمی آمد.ظاهر آرامی داشت و بسیار کم حرف.ترکمن هایی که می شناختنش می گفتند که زمانی چابک سوار قابلی بوده و کسی به گرد پایش نمی رسیده.گاهی در بین معاینات در حالی که اسب را مهار کرده بود و زور می زد و عرق می ریخت، بدون اینکه ایرادی به تشخیص من بگیرد، نظری می داد که مثلا " یونجه نباید بخوره یه چند روزی" و یا" بخلقش(2) رو اگه بتراشی،لنگشش خوب میشه".صدایی زنگ دار داشت که در ذهن می ماند. من در آن زمان نمی دانم به واسطه جوانی و تکبر بیهوده بود، یا این که من دکترهستم و او پیرمردی عامی و بیسواد، توجهی به حرف هایش نمی کردم و گاها از ابراز نظرهایش، میان حرف هایم با صاحب اسب، دلخور می شدم و نگاه چپی هم می کردم.اما تقریبا همیشه بعد از چند روز، دوباره صاحب اسب می آمدو صحبت  از این که اسبش خوب نشده. بعد، بدون آن که بروی خود بیاورم تجویزی که از خوجه به یاد داشتم را به او توصیه می کردم و در کمال تعجب، اسب بهبود میافت و بعد ازآن خبری از صاحبش نمیشد.

 

هر روز صبح آفتاب نزده می شد کنار نرده های پیست سوار کاری پیدایش کرد.با خونسردی به سیگاربدون فیلترش پک می زد و تمرین و چهار نعل رفتن اسبهایی که برای کورس جمعه بعدی آماده شان می کردند نگاه می کرد.یکی ازهمان صبح های زود رفتم کنارش ایستادم.

 

:چه خبر خوجه؟این عجب اسب خوشگلیه.

 

همینطور که به چهارنعل اسب ها نگاه می کرد گفت:" مادیون خوبیه، اسمش "جیران".  توی کورس هشتم،  دوم میشه".

 

منظورش از کورس هشتم، کورس آخر و  اسبهای قهرمان و پر امتیاز بود.با تعجب نگاهش کردم و پرسیدم:" دوم میشه؟ پس کدومشون اول میشه؟" بدون این که نگاهم کند گفت :"خب معلومه،" دینامیک". اون حریف نداره.مطمئنم با فاصله ازاسب قبلیش  اول می شه.بعد از دینامیک،توی این اسبها که می بینم جیران از همه بهتره."

 

جالب اینجا بود،با آن که تقریبا90% پیش بینی هایش درست از آب در می آمد ولی  هیچ وقت شرط بندی نمی کرد.هر بار هم که میپرسیدم : اگر اینقدر مطمئنی چرا شرط نمی بندی و پولی به جیب نمی زنی، جواب درست حسابی نمی داد. بعد ها فهمیدم که در میانسالی اش، شرط بند حرفه ای بوده و زندگیش را بر سر شرط بندی گذاشته و بعد از آن قسم خورده که دیگر شرط نبندد.

 

با خودم گفتم سر به سرش بگذارم: خوجه کدومشون سوم میشه؟

 

از روی عرق چین، سرش را خاراند و گفت:" بین دو سه تا شون شک دارم.باید فردا دوباره چارنعلشون رو ببینم..فردا صبح ،سومش رو هم بهت می گم، دکتر."

 

**

 

نیمه شبی بود و من آماده خوابیدن. خبرم کردند که اسبی در کمپ، بد حال است. دلم نیامد خوجه را آن وقت شب  بیدار کنم ، روز پر مشغله ای را گذرانده بودیم .بنده خدا اول صبح از یک اسب لگد خورده بود و بعد از ظهر، تنه ای جانانه از اسبی دیگر،که باعث شده بود تا غروب که در کنارم بود بی هیچ اعتراضی  لنگ لنگان وسایل را به دوش بکشد.

 

به کمپ که رسیدم از دور اسبی را می دیدم که بروی زمین افتاده واز درد، دست و پا می زند.در حال لباس عوض کردن بودم که از دور و برم می شنیدم که از دست من به عنوان دامپزشک کمکی بر نمی آید و این اسب هم مانند اسب های دیگر که به دلدرد دچار شده بودند پایانی بجز مرگ ندارد. در روشنایی اندک کمپ بر سر بیمار رفتم.حالش را که دیدم می توانستم با شنیده های چند دقیقه قبلم  موافقت کنم که واقعا کاری از دستم بر نمی آید، اما وقتی به حیوان بی زبان نگاه کردم انگار موجی از زندگی و حیات در چشم هایش یافتم.اسب با زبان بی زبانی داشت می گفت من باید زنده بمانم، من حالا حالا ها جای زندگی و مبارزه دارم.

 

شروع کردم به کار.سرمی وصل کردم وداروهایی که لازم بود تزریق کردم. در این موقعیت فقط می بایست منتظر ادراری یا مدفوع کردنی از اسب  می ماندیم.صاحب اسب به هر طرف می رفت و می آمد.گاهی با موبایلش زنگی می زد و دوباره به من نگاه می کرد که مستاصل مانده بودم. داشتم تزریق بعدی  را آماده می کردم که صدایش را شنیدم که بالای سر اسبش نشسته بود و با هق هق  حرف می زد

 

:" عزیزم، قربونت برم ، تو اگه بمیری که منم میمیرم،تو رو خدا پا شو ، دینامیک پاشو، پاشو دوباره روی دو تا پاهات وایسا و شیهه بکش.عزیزم؛ دینامیک ... فقط یه تاپاله! ... تو رو خدا..." و زار زار می گریست.دلم به حالش میسوخت و کنتراست بهبودی اسبش و تاپاله! یک جور هایی ذهنم را قلقلک می داد.

 

 

 

هوا داشت روشن می شد و من همچنان مشغول درمان با انواع و اقسام دارو ها ی موجود بودم که در عین نا امیدی،از پشت سرم صدای زنگ داری را شنیدم

 

" یه رادیو بیارین"

 

 برگشتم و خوجه را دیدم که با همان سادگی همیشگی ،رادیوی ترانزیستوری را از دست کسی می گرفت .همانطور که لنگ لنگان می رفت ، موج رادیو را که کنار گوشش گرفته بود، تغییر می داد.موج را تغییر داد وبه ناگاه جایی نگهش داشت و صدای آن را تا آخر بلند کرد.صدای آواز مردی بود که با صدایی کلفت و خش دار می خواند.ظاهرا اجرای اپرایی بود یا  چیزی از آن دست.صاحب اسب کنار من بود و من سرنگی در دست داشتم آخرین تلاشهایم را برای بهبودی دینامیک می کردم.

 

ناگهان ،دینامیک، که تا قبل از آن به هیچ چیز واکنش نشان نمی داد ، بلند شد و ایستاد. نمی دانستم آیا واقعا اسب ها هم از شنیدن اپرا لذت می برند؟.به اطرافش نگاهی کرد و پاهایش را کمی بازو بسته کرد. گوش هایش را سیخ کرد وشیهیه ای کشید. اسبی که تا قبل از آن موجود نیمه جانی بود که انتظار مرگش را می کشیدیم، پاهایش را باز کرد و ابتدا ادراری کرد و بعد مدفوعی و...بعد به روی دو پا ایستادو شیهه ای کشید.

 

صاحبش بر پای بند نبود و اشک می ریخت .مرا در آغوش گرفته بود واز من تشکر می کرد و می گفت این زیبا ترین تاپاله  اسبی ست که تا به حال دیده(نقل به مضمون!).از من!.منی  که خود نمیدانستم داستان چیست مدام تشکر می کرد!!!.همه  آنهایی که تا چند دقیقه قبل دنبال جایی برای دفن کردن دینامیک می گشتند ،دورم را گرفته بودند و می خواستند از دم مسیحاییم نصیبی ببرند!همه به هم می گفتند : این اولین باره که یه دامپزشک تونسته دلدرد به این وحشتناکی رو درمان کنه .عجب ... " و من مانند گنگ خواب دیده، دنبال خوجه می گشتم، تنها کسی که سراغی از او نبود .با سختی از بالای سر کسانی که دوره ام کرده بودند ،دیدم که به سمت میدان تمرین میرود.

 

 کنار نرده های پیست پیدایش کردم.آرام بر سیگار بی فیلترش پک می زد و در روشنایی تازه روز به چهار نعل رفتن اسب های ترکمن نگاه می کرد.آرام نزدیکش شدم و بی حرفی کنارش ایستادم.به نرده ها تکیه داده بود ودویدن اسب ها را تماشا می کرد.

 

پا به پا شدم و با تردید شاگردانه ای منتظر ماندم . اصلا متوجه من نشده نبود و انگار با دیدن دویدن اسبها مست شده بود . در کمال استیصال پرسیدم: خوجه، واقعا اون اپرا، باعث شد که "دینامیک" حالش خوب شه؟

 

برگشت و نگاهی به من کرد و در حالی که دود سیگار چشمانش را سوزانده بودو پلک می زد پرسید:" اپرا؟" یک جور نگاهی که انگار بلاهتی را در چشمانم  دیده است.

 

با شور و حال گفتم:آخه از اول شب هر کاری که می شد کردم تا دل دردش رو خوب کنم و نشد، اما تو اومدی و اون آواز اپرا رواز رادیو گذاشتی و...

 

منتظر بودم که گردنی بیافرازد و از فضل و کمالاتش بگوید؛و یا سواد و "دکترا" یم را زیر سوال ببرد؛ اما همینطور که به سیگاربدون فیلترش پک می زد چند ثانیه ای نگاهم کرد و بعد دوباره آرام برگشت و به دویدن اسب ها خیره شد و گفت:" اسب ها هم مثل ما آدم ها ،حرفه ای و غیر حرفه ای دارن.اگه درسی از زندگیشون نگرفته باشن تلف میشن؛ اما اونایی که حرفه ای هستن، ازتجربه شون استفاده می کنن، فقط یکی باید باشه که راه رو بهشون نشون بده. یه اسبی مثل دینامیک که 5 ساله تو کورس های حرفه ایی میدوه،صدای شروع مسابقه رو میشناسه.به محض این که از بلندگوی میدون صدای "ابتهاج" به گوشش برسه، برای این که بتونه بهترو تند تر چهارنعل بره،قبل از مسابقه خودش رو خالی می کنه! این عادت همه اسبای حرفه ایه."

 

نگاهی به من کرد که با دهانی  باز و چشمانی گرد نگاهش می کردم و ادامه داد :"اون صدایی هم که از رادیو براش گذاشتم نمی دونم چی بود،اپرا بود، مپرا بود ، ولی، کار صدای ابتهاج رو کرد براش."

 

 سیگارش را زیر پا خاموش کرد وهمینطور که آرام راهش را کج میکرد و می رفت، گفت :"توی کورس هشتم "شایان" سوم میشه."

 

لنگ لنگان رفت و همه کسانی که جمعه آن هفته، بروی "دینامیک" ،"جیران" و "شایان" شرط بسته بودند، پول خوبی گیرشان آمد.

 

 

 

1 محل استارت اسبها قبل از شروع کورس

 

2- بخلق بر وزن بوکسور به کف سم اسب می گویند که هنگام نعل بندی عمیلیات خاصی روی آن انجام می شود.

نظرات کاربران
ثبت نظر
نام شما
ایمیل شما
نظر شما
ارسال به دوستان
نام شما
ایمیل شما
ایمیل گیرنده
توضیحات
کد امنیتی
کد CAPTCHA
کدی که در زیر نمایش داده شده است را وارد نمایید
:                شبکه های اجتماعی پرشین پت را دنبال کنید 

face.jpg (205×206)   tw.jpg (204×224)pin.jpg (204×224)