پروژه احياء ببر ايراني كه با مرگ ببر روسي در باغ وحش تهران رو به خاموشي مي‌رفت با اعلام خبر وارد كردن چهار قلاده ببر ديگر از روسيه، دوباره جان گرفته، غافل از اينكه اين پروژه در شرايط فعلي زيستگاه‌هاي ايران و ويژگي ببر سيبري امكان پذير نبوده و رها سازي اين حيوان در طبيعت به دليل نبودن طعمه، باعث آدم خواري آن مي‌شود.




Resigzed Image Click this bar to view the full image.

ببر سيبري
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه محيط زيست ـ ببر سيبري كه طي يك مبادله پاياپاي با رنگ و بوي سياسي 8 ماه پيش در ازاي از دست دادن دو قلاده پلنگ، از طرف روسها و در زمان غير پيش‌بيني شده به ايران تحويل داده شد در حالي كه جفت خود را به دليل بيماري مشمشه از دست داده و براي زنده ماندن در شرايط نا مناسب باغ وحش تلاش مي كند كه به گفته كارشناسان، احياء دوباره آن در طبيعت ايران اصلا امكان پذير نبوده و نگهداري آن تنها در قفس امكان پذير است كه با توجه به شرايط نامناسب باغ وحش سرنوشتي جز جفت خود در انتظارش نيست.از طرفي حيوان نگهداري شده در قفس و خارج از شرايط زيستگاه طبيعي در تقسيم بندي تعداد جانوران حيات وحش محسوب نشده و احياء آن به صورت واقعي انجام نمي شود.



"اسماعيل كهرم" كارشناس حيات وحش در اين باره به CHN گفت:«ببرهاي سيبري با ببرهاي مازندران فرق دارند.ببرهاي سيبري 60 كيلوگرم بزرگتر از ببر مازنداران بوده و تعداد موهاي آنها در سانتي متر مربع 3 برابر بيشتر از همتاي ايراني خود است لذا آنها براي زندگي در مناطق سردسير ساخته شده‌اند و در گرماي بيش از 42 درجه سانتي گراد در تابستان‌هاي ميانكاله نمي توانند زندگي كنند.»

وي با اشاره به اينكه شرايط قفس نيز در صورت رعايت تمام استاندارد ها باز هم براي اين حيوان مناسب نبوده و حيات آن را تهديد مي كند خاطر نشان كرد:«ببر سيبري جانوري قلمرو طلب بوده و محدوده آن از قلمرويي كه ساير زيرگونه‌هاي ببر در اختيار دارند بزرگتر است. از آن گذشته ببر سيبري به خاطر چثه بزرگ خود نياز به غذاي بيشتري دارد لذا نگهداري حيوان در قفس آن را به شدت محدود كرده و عمر آن را كوتاه مي كند.»



كهرم ادامه داد:«در حال حاضر در كل دنيا 8000 قلاده ببر وجود دارد كه نصف آنها در قفس هستند و حيواني كه در قفس است جزء حيات وحش نيست.براي اينكه بتوانيم گونه‌ها را در طبيعت احياء كنيم حتما بايد در طبيعت و زيستگاه اصلي آن رها سازي شود.»



باغ وحشي كه جان مي گيرد


تلف شدن جفت نر ببر سيبري در باغ وحش تهران بر اثر شيوع بيماري خطرناك مشمشه و پيش از آن مرگ دو قلاده شير بر اساس اين بيماري، با ديگر ضرورت رسيدگي و اهميت به وضعيت نامناسب باغ وحش‌هاي ايران را دوچندان مي كند.


در باغ وحش تهران حدود 290 گونه حيواني نگهداري مي شود كه در گروه‌هاي گوشت خواران، علف خواران و همه چيزخواران، دانه خواران، خزندگان و آبزيان تقسيم شده اند.اين تعداد گونه حيات وحش درحالي در مساحت 5 هكتاري و فاقد استاندارد هاي بين المللي نگهداري مي‌شوند كه طبق ضوابط هر باغ وحش بايد 30 هكتار زمين مساحت داشته باشد.



تغذيه و شرايط نا مناسب نگهداري حيوانات و نبود مديرت كارامد از مشكلات فعلي باغ وحش تهران است.به گفته كهرم اگر وضعيت به اين شكل ادامه پيدا كند تعطيلي باغ وحش بهتر از باز بودن آن است.به خصوص اينكه با اثبات صد در صدي عامل مرگ ببر سيبري بر اساس بيماري خطرناك و واگير دار مشمشه سرنوشتي جز مرگ در انتظارگوشت خوران و سم‌داران باغ وحش نخواهد بود چراكه اين بيماري به شدت همه گير بوده و حتي از حيوانات به انسان منتقل مي شود.



گذشته درخشان ميانكاله در حافظه ببرمنقرض شده مازندران


ميانكاله با وسعت 68800 هكتار يكي از 9ذخيرگاه بيوسفري ايران است كه در 12 كيلومتري شمال بهشهر و در منتهي‌اليه جنوب شرقي درياي خزر واقع شده است.اين منطقه يكي از پناهگاه‌هاي منحصر به فرد حيات وحش و زيستگاه ببر منقرض شده ببر ايراني محسوب مي‌شود. اما ميانكاله نيز همانند بسياري از مناطق حفاظت شده طي سال‌هاي اخيردستخوش تخريب ناشي از فعاليت‌هاي عمراني و اقتصادي شده و حيات آن در معرض تهديد قرار گرفته است.
ميانكاله روزگاري زيستگاه غني از گونه‌هاي جانوري و گياهي به شمار آمده و تبديل به شكارگاه اختصاصي سلاطين براي شكار ببر مازندران شده بود.به طوريكه بنا به نقل كتاب تاريخ مسعودي، ظل السلطان در يك سفر به ميانكاله 35 ببر شكار كرد!


از سال 1332تا كنون نه تنها نسل ببر مازندارن منقرض شده بلكه زيستگاه اين جانور تبديل به زمين‌هاي كشاورزي وچراگاه گوسفندان شده و ديگر خبري از انبوه نيزارها و گله‌هاي وسيع گوزن و مرال نيست.


در اين حالت و با از بين رفتن زيستگاه ببر ايراني،احياء دوباره آن برابر با نابودي خود گونه بوده و در صورت زنده ماندن، به دليل نبود طعمه به ميزان كافي باعث نزديك شدن آنها به مناطق زندگي انسانها و حمله به دام ها و حتي منجر به آدم خواري مي شود.

كهرم در اين باره معتقد است:«هيچ كدام از زيستگاه‌هاي ايران آمادگي پذيرش گونه جديد را ندارند. زيستگاه ميانكاله نيز توسط دام اشغال شده و زمين ها تصاحب شده اند.از اين رو اگر اين حيوان را در ميانكاله رها كنند چون طعمه هاي آن از بين رفته و بسيار كم است جوابگوي تغذيه حيوان نبوده و ممكن است به آدم خواري روي بياورند.»

احياء ببر سيبري به جاي ببر مازنداران و تلاش براي پيشبرد پروژه با وجود تمام موانع و اشكالات آن و اهداف متوليان از جمله ساماندهي وضعيت زيستگاه ميانكاله به واسطه حضور ببر سيبري، در حالي مطرح مي‌شود كه گونه‌هاي بسياري به خاطر عوامل تخريب و توسعه ناپايدار در معرض تهديد قرار گرفته و جا دارد مسئولان به جاي صرف هزينه هاي ميلياردي براي احياء گونه منقرض شده كه سرنوشت آن از پيش معلوم است، همت و توان خود را براي حفظ گونه‌هاي باقي مانده در خطر انقراض به كار بگيرند.